31 August 2007
اين سو و آن سوی "دوربينهای سهگانه" مورچه های ب بسم ال لای اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110 و چه و چه قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی

در قرآن هر قصه که بیان میشود، این سه دوربین در حرکت است؛ دانای کل که خدای قصهگوست، زبان هشدار، و صورت مثالی.
داستان قوم لوط
آنگاه شتر را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند: ای صالح اگر از پیامبرانی آنچه از عذاب به ما وعده میدهی بر سر ما بياور. آنگاه زلزله ایشان را فرو گرفت و در خانهشان از پا در آمدند. صالح از آنان رویگردان شد و گفت ای قوم من بهراستی که پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم ولی شما خیرخواهان و اندرزگویان را دوست ندارید.
و لوط را به پیامبری فرستادیم که به قومش میگفت آیا عمل ناشایستی را مرتکب میشوید که هیچکس از جهانیان در آن از شما پیشدستی نکرده است؟
شما از شهوت با مردان به جای زنان میآمیزید. آری شما قومی تجاوزکار هستید. و پاسخ قوم او جز این نبود که میگفتند آنان را از شهرتان برانید که ایشان مردمانی منزه طلب هستند. آنگاه او و خانودهاش را نجات دادیم مگر زنش را که از واپسماندگان بود. و بر آنان بارانی از سنگ باراندیم. بنگر که سرانجام گناهکاران چگونه بود" !
اين سو و آن سوی متن / رادیو " . . ز . نه"
http://www.radiozamaneh.org/maroufi/2007/08/post_53.html
تاریخ انتشار: 22 مرداد 1386
...........................
"شاید آیتالله صانعی، یکی از خبرسازترین روحانیانی باشد که نظرات و ایدههای جدید و خاصی در مورد حقوق زنان و حقوق بشر دارد...
با این مرجع تقلید در مورد موضوعهای مختلف اجتماعی و مذهبی گفتگو کردم. آن چه میخوانید، بخشی از این گفتگو است:
* این روزها نوعی «دین گریزی» در بین جوانان و قشرهای دانشگاهی احساس میشود. شما دلیل آن را در چه میدانید؟
- دو جور گریز وجود دارد. یک گریز، گریز دانشگاهی و دانشمندان است... یک گریز از دین هم برای افرادی است که ناآگاه هستند و فشار بهشان میآید و این فشارها سبب میشود که اینها تقصیر را به گردن دین بیندازند… امروز … هر روزش از روز قبلش دارد بهتر میشود. این نتیجه آگاهی آگاهان، دانشمندان، دانشگاهیان و توده مردم در خیابان و بازار است. الان ما میبینیم دو نفر، یکی آیتالله بجنوردی، یکی آیتالله محقق داماد، درباره «رجم» دارند یک حرفهایی را میزنند… برای من بسیار جای شکر است. اینک کار به جایی رسیده است که این بزرگان دارند این جور حرفها را میزنند ….
* نظر حضرت عالی راجع به بحث سنگسار و اتفاقی که اخیرا در تاکستان پیش آمد، چیست؟
- بنده مشکل «رجم» سنگسار و مشکل برخی از حدود دیگر را حل کردهام. دو تا راه حل به نظرم میآید: یک راه حل اینکه آیین دادرسیاش را همان جور بدانیم که مشهور به عین اذهاب است. یعنی چهار تا شاهد عادل، چه جوری ببینند، با چه خصوصیاتی ببینند، و یا چهار بار اقرار متهم از راه وجدان، وجدان دینی. نه اقرار از داخل زندان و از روی خوف و ترس، که این دو راه هیچ وقت محقق نمیشود… خواهید گفت خب وقتی این دو راه محقق نشد، این جرمها را چه کنیم؟ با این بیعفتیها و فساد که در یک جا به وجود میآید، چه کنیم؟ پاسخش این است که محقق قمی فرموده است، ما هم عقیدهمان همین است، تعزیرش کنند، تنبیهش کنند. سه تا شاهد آمد، دو تا شاهد آمد، تنبیهش کنند… بنا بر حرف میرزای قمی قدس سره که اصلاً این حدود مال زمان حضور امام معصوم است، عمل شود. در زمان غیبت فقط باید تنبیه و مجازات کرد...
* حاج آقا با این شرایط فکر میکنم در حال حاضر نمیشود دیگر کسی را سنگسار کرد. نه؟
به نظر بنده اگر بخواهند قانون را در آینده اصلاح کنند، میتوانند این نظر را در قانون بیاورند. یکی آن فتوای مشهور و یکی هم فتوای میرزای قمی است که هر کدامش را بخواهند میتوانند بیاورند، بعد میشود مصوبه مجلس منطبق با موازین. اگر شورای محترم نگهبان هم رد کند، آقای هاشمی (خدا حفظش کند) آنجا نشسته است و تصویب میکند.
* در زمانی که شما در دستگاه قضایی کشور کار میکردید، آیا در زیرمجموعه شما سنگسار هم اجرا شده است یا نه؟
- یادم نمیآید. ظاهراً نبوده، نه! یادم نمیآید. من یادم نمیآید"!
گفتوگو / رادیو " . . ز . نه"
http://www.radiozamaneh.org/ardavan/2007/08/post_34.html
تاریخ انتشار: 1 شهریور 1385
.......................
در بخش نخست گفتوگو... با آیتالله صانعی، در مورد دینگریزی جوانها و سنگسار صحبت کردم.
در بخش دوم مصاحبه با این مرجع تقلید و دادستان اسبق کل کشور در مورد مجازات اسلامی، بخصوص اعدام و قصاص :
* نظر شما در مورد اعدام تعدادی از افراد تحت عنوان «اراذل و اوباش» چیست؟
- اگرچه این افراط و تفریط است که کل این اراذل و اوباش را باید اعدام کرد... اصل بر این است که اینها به نظر من کارشان درست بوده… اراذل و اوباشی که بعضیهایشان در کوچهها و خیابانها فساد میآفریدند، واقعا مستحق مجازات بودند…
* در بحث «طرح امنیت اجتماعی» هم ما با یکسری مسایل روبهرو هستیم. مثلا در شیوهی لباسپوشیدن یا حدود پوشش شرعی...
= اگر کسی اشکال دارد باید در دیوان عدالت طرح اشکال کند. ما و شما توی این قضایا نباید وارد بشویم… میگویند برخورد با یک لباسی که فساد میآفریند. خب این عنوان کلیاش که درست است. این عنوان کلیاش که گیر ندارد. اما آیا منطبق است؟ این را باید خودشان و شورای نگهبان بداند… ما چه هستیم؟ مورچه چی هست که فشار خونش باشد. شما تازه چه هستید که فشارخونتان باشد…" !
گفتوگو / رادیو " . . ز . نه"
http://www.radiozamaneh.org/ardavan/2007/08/post_35.html
انتشار: 4 شهریور 1386
26 آگوست 2007
30 August 2007
متن زیبا و ترسناک "ب" بسم ال لای اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110 و چه و چه قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی
"نوزده سال از روزهای قتل عام سال 1367 میگذرد و ...
آقای ابراهیم نبوی در واكنش به نمایش فجیع اعدامهای خیابانی اخیر متن زیبایی نوشته است و از 11 طناب اجتماعی و سیاسی كه جسم و روان جامعه ما را به نابودی برده است نام میبرد تا نشان دهد كه «آنچه كه بر سر امروزمان میرود بیش از آن كه وحشتناك و ترسآورد باشد، تهوعآور و اسفبار است»!
آقای دکتر حسين باقرزاده
آژانس خبری کورش
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=2∋=24914&y=1
8 شهریور 1386/ 30 اگوست

........................
"ما ایرانیان اصلا انسانهای فداکاری نیستیم
و اهل رزم و جنگ و مبارزه نیستیم
و اصولا این ادعاها دروغ است …
شما فکر می کنید
کسانی که در جریان خشونت های تندروانه کشور
در دهه شصت
کشته شدند،
قربانیان مظلومی بودند
که اگر پیروز شده بودند، کمتر از
حکومت آیت الله خمینی آدم می کشتند؟....
از نظر من حکومت موجود اصلاح پذیر است،
به شرطی که ما بخواهیم اصلاحش کنیم.
اگر بخواهیم حکومت را نابود کنیم،
حکومت اصلاح پذیر نخواهد بود" !
آقای ابراهیم نبوی
http://www.doomdam.com/archives/000284.php#more
سه شنبه 23 مرداد 1386 - 14 آگوست 2007
....................
"دهه شصت و بایکوت خبری
و شکاف نسل ها و ... (یا به عبارتی نمی دونم چه تیتری برای این مطلب بذارم) /
مدت هاست که دارم درباره دهه شصت می خونم، خاطرات زندانی ها، قصه اعدام ها، فیلم هایی که هست، سایت های رنگ و وارنگی که تا چند وقت پیش به خاطر طراحی های بدشون فوری می بستم و حالا سعی می کنم به noise طراحی ها توجه نکنم و متن ها رو بخونم. تابوت ها، قبرهای بی نشان، خاوران، و و و.. تا قبل از دسترسی به اینترنت که چیزی نمی دونستم از دهه شصت. یک بایکوت خبری عمدی در خانواده. ترس؟ فرار از یادآوری روزهای بد؟ شاید مامانم از اعدام خواهر دوستش می گفت...
تا قبل از خوندن مخصوصا خاطرات، عصبانی می شدم از خیلی از اعضای گروه های مختلف اپوزوسیون که هیچ تغییر مثبتی در ایران رو نمی تونن تحمل کنن، چون در چارچوب جمهوری اسلامی اتفاق افتاده. در دوره خاتمی که کمی تونستیم نفس بکشیم درک نمی کردم که چرا به خاتمی اینقدر فحش می دن و مسخره اش می کنن و چرا درک نمی کنن که برای ما کمی مجال نفس کشیدن تو اون خفقان چقدر ارزشمنده. حالا که این ها رو می خونم، حالا دچار یه حس دوگانه شدم. وقتی می خونم از انسان هایی که زنده در تابوت خوابیده شدن، وقتی از شونزده ساله ها و هیفده ساله هایی می خونم که اعدام شدن، وقتی از بیماری های عصبی ای که گریبان خیلی از اونهایی که در دهه شصت جون سالم به در بردن و پناهنده شدن رو می خونم، وقتی داستان ها و رمان هایی رو می خونم که توشون رد پای ترس و وحشت از دهه شصت وجود داره، وقتی خانواده های بعضی از قربانیان یا زندانیان اون دهه حتی به منی که گوزی هم نیستم با وحشت می گن این کارا چیه می کنی و می نویسی و زندگیت رو بکن که بعدا می فهمی ارزشش رو نداره، وقتی فیلم ها رو تو یوتیوب می بینم، خلاصه وقتی هر چیزی که یادآور جنایت های دهه شصت هست رو می خونم یا می بینم بیشتر از پیش احساس نا امیدی بهم دست می ده. بیشتر متوجه این شکافی می شم که بین دو نسل از ایرانی ها افتاده که هیچ جوری انگار نمی شه پرش کرد و فراموشی یا نادونی در باره تاریخ و تاریخچه زندگی تک تک آدم ها این شکاف رو عمیق و عمیق تر می کنه....
وقتی که فعالان زنان رو گرفته بودن من هم مثل خیلی های دیگه عین سیر و سرکه می جوشیدم و دو هفته تقریبا شبی سه چهار ساعت همه اش خوابیدم و مدام گریه می کردم و کار خبری سنگین و ترجمه و غیره. همه اش هم فقط برای زندان هایی که طولانی ترینش دو هفته بود. وقتی حرف های بابای زینب رو خوندم همینطور اشک از چشمام سرازیر بود و تمام وجودم رو خشم گرفته بود از اینکه چرا این فلان فلان شده ها باید کسی مثل زینب رو اینقدر اذیت کنن با این شرایط غیر انسانی که دواهاش رو هم بهش نمی دن حتی. بعد یهو فکر کردم که وقتی ما اینقدر تحت تاثیر قرار می گیریم از این زندان های کوتاه مدت، وقتی که آدم عملا با گوشت و خونش حس می کنه که حتی یک روز زندان هم به خاطر عقیده ات غیرانسانیه، اونوقت اون هایی که قربانی دهه شصت هستن چی کشیدن؟ ...
حالا دیگه عجیب نیست برام که بعضی از قربانی های دهه شصت عصبانی می شن از حجم سر و صدایی که هست درباره فعالان زن و حتی گاهی مسخره می کنن که سه روز و دو هفته زندان چقدر داره جدی گرفته می شه و شاید احساس طلبکاری می کنن از ماهایی که این بگیر و ببندهای کوتاه مدت رو اینقدر جدی می گیرم و به مثلا دهه شصت، یا زندانی های سیاسی دیگه چندان توجه نمی کنیم।
اون شکاف بین نسل ها، بین فعالان داخل ایران و بعضی از اعضای اپوزسیون خارج از ایران به خاطر این تاریخچه هینطور عمیق و عمیق تر می شه. دیگه تعجبی نداره برام که چرا خیلی از فعالان سیاسی خارج از ایران انتخابات رو تحریم کردن و اونقدر از دست ماهایی که طرفدار شرکت در انتخاباتیم عصبانی بودن (هر چند که هنوز اعتقاد دارم تحریم انتخابات کار خیلی اشتباهی بود.) دیگه برام تعجبی نداره اگه خیلی از این افراد حرف از اصلاحات درون سیستم ایران رو اینقدر بد می دونن و استدلال می کنن که تو "رژیم جانی ها" اصلاحات غیر ممکنه...
نمی دونم آیا کس دیگه ای هم با من هم عقیده هست که محاکمه نشدن عوامل جنایت های دهه شصت و سرپوش گذاشتنشون توسط دولت ایران عامل بخشی از شکافی هست که تو جامعه ما افتاده بین کسایی که به "اصلاحات" اعتفاد دارن و کسایی که به "براندازی" اعتقاد دارن؟...
آیا راهی وجود داره برای آگاه کردن آدم ها و مخصوصا نسل من و بعد از من درباره تاریخ معاصر ایران (مشخصا انقلاب و سال های اول انقلاب)، آدم هایی که لزوما جزو هشت میلیون ایرانی ای نیستن که به اینترنت دسترسی دارن؟ آیای راهی هست برای پر کردن این شکاف بین نسل ها، بین اون هایی که رفتن و اون هایی که موندن، اون هایی که می دونن و اون هایی که نمی دونن اوایل انقلاب واقعا چه اتفاقایی افتاده؟ "
وبلاگ "خورشید خانم"
http://www.khorshidkhanoom.com/archives/002204.php
May 16, 2007
29 August 2007
حتی از اون نظر!
و عمله جات ب بسمل لا یاصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110
و چه و چه قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی

حجم تلاش مسئولان دولت چشمگير و بي نظیر است و هيچ جاي دنيا مشابه آن را نمي توان پيدا كرد... تمامي مسئولان نظام بايد فرمايشات ارزشمند مقام معظم رهبري را نصب العين خود قرار دهند ...
رئيس قوه قضائيه همچنين عصر ديروز در مراسم اختتاميه جشنواره «جاي پا» با تجليل از نقش شهيد آيت الله دكتر بهشتي به قدرت علمي و تحليلي و بينش تشكيلاتي آن شهيد بزرگوار اشاره كرد و گفت:
نقش شهيد بهشتي در تدوين قانون اساسي ... نقش بسيار ارزنده و مهمي بود
و او را مي توان معمار قوه قضاييه و معمار كل قانون اساسي دانست" !
کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
http://www.kayhannews.ir/860606/14.HTM#other1409
سه شنبه 6 شهريور 1386 - 28 آگوست 2007

" من می خواهم چند موضوع را برای دوستان

1)
ساختن دیگی به نام بالاترین بی تردید یک خدمت بزرگ به دموکراسی ایران است... امیدوارم سازندگان اولیه این دیگ محترم، روزی پاداش مادی و معنوی خودشان را بگیرند...
بتوانند از این رنج و نبوغ و کار فشرده ای که کرده اند، ثروتمند شوند ...
2)
بالاترین ... حالا باید خانه تکانی کند... باید پول جمع کند ...

3)
منظور من از دموکراسی در اینجا مشخصا آزادی بیان است...
تقریبا همه کسانی که در بالاترین حضور دارند، اسامی غیرواقعی دارند،
و این یعنی که اگر خودشان نخواهند همیشه می توانند زیر بار مسوولیت نروند... برای کسی که مسوولیت نمی پذیرد، همیشه قدرت تهدید و تحدید آزادی دیگران وجود دارد، او می تواند پنهان شود،
توهین کند،
اتهام بزند،
تقلب کند و هزار کار ...
که هیچ راهی برای گریز از آن نیست
4)
آزادی بیان برای ما ایرانی ها یک وضع پارادوکسیکال است... یک بار خبرنگاری از من پرسید: چرا طرفدار خاتمی هستی؟ گفتم: چون در زمان خاتمی می توانم کتابم را در ایران چاپ کنم। به نظر احمقانه می رسد، ولی من اگر کارگردان سینما بودم، همین که در یک حکومت بتوانم فیلمم را بسازم، برای تحمل آن حکومت کافی بود...
5).
شاید پذیرش این موضوع برای بسیاری از دوستان سخت باشد
که اصولا آزادی بیان،
یعنی داشتن آزادی برای توهین به هر موضوع مقدسی روی زمین
این عین آزادی بیان است
که جلوی آ زادی بیان را به دلیل سیاستی بگیرد...
7)
من به عنوان یک کاربر بالاترین و معتاد اووردوز شده آن،
آماده ام که برای ماندن و بهتر شدن بالاترین
هر کاری که مصلحت است بکنم।
حتی از اون نظر" !
عالیجناب ا.ن. آقا
( ملیجک خارج از کشور عالیجناب سرخ ریش و شرکا)
(متخصص تفسیر منشور حقوق بشر
و قوانین اساسی مغرب زمینی و مفاهیم آزادی بیان و دموکراسی لامصب و چه و چه)
http://www.doomdam.com/archives/000296.php#more
دوشنبه 5 شهریور 1386 - 27 آگوست 2007
"آيت الله هاشمي شاهرودي در سنگا ل
ايرانيان خارج از كشور بايد سفيران اسلام و انقلاب باشند /
رئيس قوه قضائيه در جمع خانواده ها و اعضاء سفارت ايران در سنگال... اظهار داشت:
ايرانيان مقيم خارج از كشور قدر و مقام و جايگاه خود را بدانند... افزايش مناسبات ايران و سنگال به نفع مسلمانان و جهان اسلام است" !
کیهان

http://www.kayhannews.ir/860508/15.htm#other1501
دوشنبه 8 مرداد 1386 - 30 جولاي 2007 -
28 August 2007
نگاه "مشاورتی" خوب (!) و متدیٌن (!) به ب بسمل لا ی اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110 و چه و چه قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی

ابتدا بايدمان گفت که از جمله معنای همه چیزها که عوض شده یکی هم معنای مشاورست....
همه گیتی مشاوران مقامات کسانی هستند که در موضوعی که به آن ها رجوع می شود یا حوزه ای که برایشان تعيين می کنند از همه بااطلاع ترند. مثلا مشاور حقوقی فلان رييس جمهور در دنيا علاوه بر تبحر در امور حقوقی، در مباحثی که مطرح می شود به رييس مشورت های اساسی می دهد. نطق هایش را از نظر عواقب حقوقی بررسی می کند، حتی میهمانان را، ملاقات هایش را و خلاصه همه چیز باید از دریچه چشم وی از دیدگاه حقوقی عبور کند. چرا که وقتی یک نفر آدم با گنجایش محدود انسانی و زمان محدود در بیست و چهار ساعت در روز قرار باشد همه مسائل کشور گل و گشادی مانند آمریکا را حل کند و فرمان بدهد ممکن نیست. مشاوران به وی یاری می رسانند...
مشاور لبخندها را می بیند. مشاور پچ پج ها را می شنود... مشاور خوب و متدین در گوش رییس می خواند به دشت آهوی ناگرفته مبخش...
دبيرکل حزب کمونیست شوروی در کنگره بیستم لب به انتقاد از ژنرالیسم استالين گشود و در حالی که کس در تالار پولیتبرو نفس نمی کشید تا توانست از آن متوفا بد گفت و گفت تا صدائی آمد. یکی از جمع پرسید تو خودت کجا
بودی آن موقع. مقصودش این بود که چرا در وقتی زنده بود نگفتی. خروشچف ندا در داد که کی بود. صدائی از سالن نیامد. دوباره پرسید چه کسی بود که پرسید من کجا بودم. هیچ کس دستی بلند نکرد. سه باره هم جوابی نگرفت آن گاه گفت همان جائی که الان شما هستی .
حالا حکایت ماست" !
حاج آقا بهنود خوب و متدین خارج از کشور عالیجناب سرخ ریش و شرکا
" . و ز "
http://www.roozonline.com/archives/2007/08/post_3784.php
سه شنبه 6 شهریور 1386 [2007.08.28]
...............
" نگاه استفاده از دین در این ماجرا کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
بی شک بی اعتنایی و نادیده گرفتن اعتفادات دینی اثر مهمی در حادثه ۲۸ مرداد داشته است. شاید به همین دلیل هم باشد که خیلی از مردم ابزار خوبی شدند تا سرلشکر زاهدی درحوادث ۲۸ مرداد از آن استفاده کند و نخست وزیر شود." !
مشاور پارلمانی (!) عالیجناب عینک شوکولاتی
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308923
29 مرداد 1386
.............
"معرفی اينترنتی خودم /
من در 7 بهمن 1338 در مشهد به دنيا آمدم. پس از تحصيلات ابتدايی طبق سنت خانوادگی به تحصيلات علوم دينی مشغول شدم و در سال 1335 به درس خارج رسيدم. از اول علاقه عجيبی به هنر و سياست داشتم... . در همان قبل از انقلاب، يك دوربين سوپر ۸ داشتم، فيلم میگرفتم... به راديوهای بيگانه آن روزها خيلی گوش ميدادم. با همه كودكی به همه مراكز فرهنگی كشور نامه مینوشتم و نامه دريافت میكردم. ...
انقلاب كه پيروز شد خيلی خوشحال بودم...
سال 1358 مدير برنامههای صداوسيمای مشهد شدم... سال 1361 به عنوان مديركل صداوسيمای بوشهر و شيراز منصوب شدم. فكر میكنم كارهای قشنگی در آن ايام انجام داديم..
آقای خاتمی، در تاريخ 19/4/1376 مرا به عنوان رياست دفتر رييس جمهور انتخاب كرد.... پس از انتخاب دور دوم، در تاريخ 11/6/1380 معاون حقوقی و پارلمانی رييس جمهور شدم تا ارتباط بين مجلس و دولت را تحكيم كنم...
اصلاحات عميق و نهادينه شدن دموكراسی و احترام به سنت و دين را راه نجات ايران میدانم. به انقلاب اسلامی و رهبر فقيد آن هميشه وفادار بوده ام و دوست دارم هميشه در خدمت مردم ايران باشم" !
مشاور پارلمانی (!) عالیجناب عینک شوکولاتی
http://www.webneveshteha.com/about.asp
....
الحاقیات
سیاسی عبادی مشاورتی
دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج خوب و متدین:
1)
حاج آقا ابطحی جونیور (مشاور پارلمانی عالیجناب عینک شوکولاتی خوب و متدین) خودش اسم خودشو گذاشته : "توپولی با عمامه سیاه" !
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146307397
2)
یک کاریکاتوریست خوب و متدین، لقب "توپولی عمامه سیاه" را ملاخور کرده و به توپولی عمامه سیاه خوب و متدین میگه: "سید الماله کشین" !
http://nikahang.blogspot.com/2006/05/blog-post_114837488057054407.html
3)
کاریکاتوریست خوب و متدینی که
به "توپولی" میگه "سيدالماله کشين"
مثل ا.ن آقای خوب و متدین،
هم از " . و ز " مواجب میگیره و هم از رادیو " . و . و نه "
لاکن عکس امام راحل اصل یکم قانون (!) اساسیمونو نمیکشه .
که مبادا مواجبات نجاست آلود " . و . و نه " و " . و ز " ش چه و چه بشه
4 )
... تا توانست از آن متوفا بد گفت و ... آن گاه گفت: همان جائی که الان شما هستی!
27 August 2007
یادآوریهای "دوستانه" به خدای متعال (!) امام (!) سیزدهم و اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110 و چه و چه قانون (!) اساسی جمهوری (!)

"بعضيها اصلاحات را تندتر ميخواهند، بعضي ها آرام تر...
یک نفر نقل ميكند كه به امام گفتم برخي افكار شما در تحرير با بعضي فتواهاي جديد متفاوت است، امام گفت من تقيه ميكنم ... در خصوص زمين،مالكيت شطرنج، و...خوب امام هم فقيه كوچكي نبود. گفت: اگر تقيه نميكردم كار شما مشكل ميشود. بعد امام گفت: فكر نكن من تقيه مي كنم خدا هم تقيه ميكند ...
شما فكر ميكنيد روزي كه خاتمي را انتخاب كرديم براي رياست جمهوري دوم خرداد، به همين راحتي بود؟
عدهاي ميگفتند ريشهري، عدهاي ميگفتند حبيبي... بگذاريد به فصل انتخابات نزديكتر شويم، آن موقع بعضي مسايل روشن خواهد شد.... من اگر نقدي دارم به خاتمي دارم... اما من نقد دوستانه به آقاي خاتمي دارم... شما يادتان نيست كه اختلافها از سال 78 بود. شما يادتان نيست كه نوري و موسوي مرتب رئيس مجلس عوض مي كردند ... . ما مي گفتيم با حكومت بايد مذاكره كنيم و هر جا گير كرديم برويم پيش رهبري، اگر صلاح دانستند حل مي كنند..
من چنين چيزي را كه بنشينيم استراتژي بريزيم را قبول ندارم ،گرچه بارها توصيه كردهام ملاقاتها و گفت و گو هايي با هاشمي،خاتمي، ناطق نوري و مراجع قم، انجام شود و در خصوص دغدغههاي مربوط به انتخابات، در خصوص صيانت از راي مردم، رد صلاحيتها و ... صحبت شود ... منهم چون در انتخابات نهم شركت كردم و پيش از آنهم در حد يك سرباز ساده فعال بودم، به اين نتيجه رسيدم كه اگر مي خواهيم كارمان منسجم پيش برود بايد حزبي و تشكيلاتي باشيم...
من يك حزبي تشكيل دادم با همين دوستان خط امامي
و اصلاح طلب
و ليست ما هم از همان ها است...
من همان كار خودم را همين الان هم انجام ميدهم. اگر كاري از دستم بر بيايد، چه در رابطه با رد صلاحيت ها و چه ديگر گرفتاريها انجام مي دهم.... هنوز ما داريم فكر ميكنيم، و خيلي اين ساز و كارها مشخص نيست
اما ملاكهاي ما
اسلام ،ولايت فقيه، امام ،قانون اساسي و ... است. ... ما همان حرفهاي قبل را مي زنيم ،
شوراي نگهبان را قبول داريم، آنرا مفيد ميدانيم و طرفدار حضورش در قانون اساسي هستیم ... همه چيز درچهارچوب قانون باشد،
ميگوييم همين حرفهاي كه آقاي خامنهاي گفتند همينها بايد اجرا شود ... اكثريت قاطع اصلاح طلبان هم همين را مي گويند كه ما مي گوييم" !
رهبر حزب اعتماد ملی 50.000 تومانی
فارس نیوز
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8606020162
شنبه 3 شهريور 1386 - 25 آگوست 2007
..............................
"انتخابات و اصلاح طلبان؟
در راستای اینکه در حال حاضر کلیه مخالفان دولت در دو ماه اخیر تلاش بارز و عظیمی را برای ایجاد درگیری بین همین دو تا و نصفی اصلاح طلب و میانه روی باقی مانده انجام داده اند .... من پیشنهاد می کنم که اصلاح طلبان تا زمان فرارسیدن انتخابات کارهای زیر را انجام دهند که همین یک ذره احتمال پیروزی هم که دارند، از بین برود، انشاء الله...
یک سلسله سمینار هفتگی با عنوان« جنایات و دزدی ها و اشتباهات اصلاح طلبان در هشت سال گذشته» برگزار شود و اخبار آن در ابعاد وسیع منتشر شود...
با توجه به اینکه در شش ماه باقیمانده تا انتخابات وقت زیاد است، چهارماه اول را برای نابود کردن همدیگر، یک ماه را برای ائتلاف با کسانی که تا یک هفته قبل به آنها فحاشی می کردیم و یک ماه را هم برای فکر کردن در این مورد که آیا اساسا حکومت اصلاح پذیر نیست یا غیرقابل اصلاح است صرف کنند" !
ا.ن آقا
(ملیجک خارج از کشور عالیجناب سرخ ریش و شرکا)
" . و ز "
http://www.roozonline.com/archives/2007/08/post_3759.php
دوشنبه 5 شهريور 1386 -27 آگوست 2007
........................
"فكر نكن من تقيه مي كنم
خدا هم تقيه ميكندد"!
امام را حل و ره عالیجناب "ا.ن. آقا در ته بید"
26 August 2007
روحانیت (!) و نسل کنجکاو و ب بسمل لا ی اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110 و چه و چه قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی
"حکایت ما و روحانیت /
از آمريکا …
بعد از درگوشی های دو تن از فرماندهان سابق سپاه … آوائی برآمده که سپاه پاسداران تروريست است… و در ايران تمامی روزنامه ها و احزاب و گروه های داخلی… ايضا محمد خاتمی بزرگ ترين نماینده هنوز حاضر اصلاح طلبی به حمايت و دفاع از سپاه برآمده اند…. بماند...
در جنبش مشروطه ... جنبش با توشيح روحانيون بزرگ، آزادی را در کپی کردن قانون اساسی بلژيک دید... بعد هفتاد سال روحانيون ... قانون اساسی نوشتند، اما نه از روی قانون بلژيک، بلکه بر اساس نسخه اول شيخ فضل الله نوری و به روايت روحانی مقتدر ديگری که ايت الله خمينی باشد...
بایدمان خطاب به روحانيون معظم گفت آن بار بهانه آوردید که در مشروطه فکلی ها نگذاشتند و انقلاب را بیراهه بردند. خلق هم چیزی نگفت و اصلا عکس هائی را که نشان می داد روی آن صفه در مجلس هنگام منصوب شدن رضاخان به شاهی چه کسانی ايستاده اند، ناديده گرفت ... پدرها خوندل خوردند ... و فرض را بر اين گذاشتند که تاریخ معاصر همان است که در دوران معاونت آقای حدادعادل در آموزش و پرورش برای مدارس نوشته شده ...

حالا بايد به علما گفت که دفعه ديگر به خلق نمی توان گفت اين بازاری ها نگذاشتند و انقلاب را به بیراهه بردند. چرا که .... اين دفعه دنیای اينترنت است و یوتیوب و آرشیو اساسی یاهو و گوگل. دنیا و این نسل کنجکاو مثل اين دوربين مخفی ها می مانند که در همه دنیا به کار افتاده، همه چیز را دارند می بیند و ثبت می کنند" !
" . و ز"
http://www.roozonline.com/archives/2007/08/post_3750.php
............................
گروهی درست کرده بودیم بهعنوان اعتصاب... این بود که بچهها رفتند در اعتصاب...
بختیار یک روز من را دعوت کرد به خانه اش و گفت من نخستوزیری را قبول کردم شما هم بروید روزنامهیتان را دربیاورید. رادیو تلویزیون هم شروع کند از اعتصاب بیاید بیرون. چون ما در اعتصاب بودیم... ماها هوادار انقلاب بودیم. آقای بختیار گفت از اعتصاب دربیایید. آزادی میخواستید این هم آزادی. ۳۹ روز قبل از انقلاب بود. روز پنجشنبهای بود...
صبح جمعه آقای دکتر بهشتی من را دعوت کرد ... من هم رفتم.
گفت این خبر چیست؟
گفتم هیچی. اینها سانسور را برداشتند. خوب شد دیگر. ما هم راحت شديم حالا اخبار مربوط به انقلاب را چاپ می کنيم و مردم از وقايع با خبر می شوند .
گفت نه عزیزم، اعتصابات سراسری ست در کشور. شما هم جز اینها هستید. بالاخره انقلاب رهبری دارد.... شما از اعتصاب در نیائید... اعتصاب یک پیکرهی به هم پیچیدهای است که یک جایش خراب شود همهاش خراب میشود. ... اگر مطبوعات دربیاید ممکن است که رهبر تحریم کند. خیلی برای شما بد می شود.... شنبه مطبوعات در بیاید معنیاش این است که آزادی مطبوعات را بختیار داده.
گفتم خب داده دیگر. آخر این جزو شرایطش است. سانسور را برداشته است. ما هم که میخواهیم سانسور برداشته شود. شما هم که میخواهید انقلاب کنید. خب خیلی خوب است دیگر. این همه باید ناز بیبیسی را بکشید. روزنامهها در میآیند کارتان را انجام میدهند...
گفت آقای بهنود شما خیلی باهوشید.... دکتر بهشتی خیلی باهوش بود...
گفت شما اینجا تشریف داشته باشید. من زنگ میزنم به پاریس. شام خدمتتان میخوریم بعد جواب می آيد . این را من با نظر مثبت به ایشان منتقل میکنم. شاید... دستخطی بنویسند و اجازه دهند و روزنامهها با دستخط مبارک ایشان دربیاید
بعد نشستیم شام خوردیم و نماز خواند. همه هم پشت سرش نماز خواندند.
خلاصه خبر را داد و گزارشها را گرفت. آمد گفت الحمدالله، الحمدالله یک نماز شکری بخوانیم، اجازه فرمودند مطبوعات منتشر شود.
آخر شب شده بود و حکومت نظامی بود ولی دکتر بهشتی چندين کارت مجاز حکومت نظامی داشت ... و هر کس را می خواست با يکی از ماشين های کارت دار می فرستاد و مرا هم فرستاد .
خلاصه جمعه فردايش پيام آقا را فرستادند برای مطبوعات و روزنامهها هم از خدا خواسته. صفحهی اول عکس بزرگ اجازهی رهبر.
صبحاش دکتر بختیار به من تلفن کرد. گفت من متاسفم برای شما. برای خودتان یک آقا بالاسر دیگر درست کردید . من دلم میخواست شما آزاد باشید...
اهمیت حرفی را که بختیار زد نفهمیدم.
باید میگذشت
سه ماه بعدش،
حمله به دفاتر ما شروع میشد،
حمله به آیندگان شروع میشد
تا ما میفهمیدیم" !
حاج آقا بهنود خارج از کشور عالیجناب سرخ ریش و شرکا
قاصدک تورونتو
http://www.ghasedakonline.com/article.php?aid=74
25 August 2007
آن نگاه مهربان (!) به ب بسمل لا ی اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110 و چه و چه قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی

کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
http://www.kayhannews.ir/860603/14.htm#other1408
شنبه 3 شهريور 1386 - 25 آگوست 2007
................................

آخرین گروگان، مستند رویا حکاکیان و دکتر رامین احمدی، فیلمی است درباره زندگی عباس امیرانتظام، معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت پس از انقلاب اسلامی پنجاه و هفت.
پیونددهنده رویدادهای زندگی پرفراز و نشیب عباس امیرانتظام در فیلم آخرین گروگان، گفتار توام با اندوه و آه دخترش، الی است.
خروج آقای امیر انتظام از ایران پس از وقایع بیست و هشت مرداد ۱۳۳۲ و رفتن او به فرانسه و سپس به آمریکا بخش های کوتاه و نخستین فیلم است.
بخش های مفصل تر بعدی بازگشت آقای امیرانتظام به ایران، پیروزی انقلاب اسلامی پنجاه و هفت، و برگزیده شدن او به سمت معاونت نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت مهندس مهدی بازرگان را در بر میگیرد.
آقای امیر انتظام که از حامیان تنظیم یک قانون اساسی بر مبنای جدایی دین از سیاست بود، در تابستان پنجاه و هشت به عنوان سفیر ایران به سوئد می رود. سیزده آبان هزار و سیصد و پنجاه و هشت سفارت آمریکا در تهران اشغال می شود. پنج هفته بعد آقای امیرانتظام به تهران فراخوانده و از سوی دانشجویان پیرو خط امام به جاسوسی برای آمریکا متهم می شود...
فیلم، سپس عباس امیرانتظام و اسدالله لاجوردی، دادستان انقلاب و رئیس اداره زندان ها، را در مقابل هم به تصویر می کشد، که در خرد کردن اراده امیرانتظام درمی ماند.
سال هفتاد و شش، لاجوردی ترور می شود. زمانی که محمد خاتمی رئیس جمهور وقت،
لاجوردی را شهید و مردی بزرگ می نامد،
امیرانتظام
در مصاحبه ای رادیویی از او با همان اسمی نام می برد
که در میان زندانیان معمول بوده است:
«قصاب اوین».
همین دو کلمه به حبس خانگی اش می انجامد"
سیامک دهقانپور
وبلاگ اميرانتظام
این وبلاگ به دست تعدادي از جوانان پيرو انديشه هاي آقاي اميرانتظام اداره مي شود)http://www.amirentezam.blogfa.com/post-21.aspx
هفتم خرداد 1385
...................
"یک جا بعدها ممکن است تاریخ واقعی این سرزمین را بنویسند...
آقای خاتمی به باور من یکی از وفادارترین آدمهایی است که در کل تاریخ ما به دموکراسی پیدا کردهایم.
اما او در دنیا به هیچ کس به اندازهی آقای خامنهای بدهی ندارد" !
حاج آقا بهنود خارج ازکشور عالیجناب سرخ ریش و شرکا
قاصدک تورونتو
http://www.ghasedakonline.com/article.php?aid=74
24 August 2007
معجزات سریع السیر تکنولوژی لنگ انداختن دموکراسی و اس ام اس
اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110
و چه و چه قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی
ایسنا
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-984338&Lang=P
آدينه 2 شهريور 1386 - 24 اوت 2007
.............................
"رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در آستانه سالروز ميلاد حضرت علي اكبر(ع)... اظهار كرد:
تعدد احزاب در
قانون اساسي
آمده و همه موظفيم در راه تعميق و تحكيم تحزب تلاش كنيم...

وي در پاسخ به دغدغه برخي جوانان درخصوص انتخابات و چگونگي افزايش حضور مردم در صحنه گفت:
سلامت انتخابات باعث اعتماد مردم
و بالا بردن جايگاه انقلاب اسلامي در جهان ميشود
كه به سرعت به سوي دموكراسي میرود.
ایسنا
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-984156&Lang=P
پنجشنبه اول شهريور 1386 – 23 آگوست 2007 –
من در مذاکراتی که در غرب دارم می گویم که بیایید دمی از دید من شرقی به غرب نگاه کنید،
من درشرق از غرب، دموکراسی آن را ندیده ام ،
من در شرق از غرب حاکمیت مردم بر سرنوشت خودش را ندیده ام،
من در شرق از غرب سیستم مدرن مدیریت به نفع کل جامعه را کمتر دیده ام.
من در شرق از غرب احترام به افکار و آزادی های مطلوب را ندیده ام... من اینگونه غرب را می بینم...
خوشبختانه متفکران و تحلیل گران غرب لااقل در این دو سه دهه اخیرا
غرور اجدادشان را ندارند و آمادگی بیشتری برای شنیدن صدای دیگران را دارند...
من
از اسلامی دفاع می کنم که طرفدار حقوق انسان است.
من
از اسلامی دفاع می کنم که برای آزادی احترام قایل است،
من
از اسلامی دفاع می کنم
که
در قانون اساسی آمده است" !
عالیجناب عینک شوکو لاتی
متوٌلی بنیاد باران قانون اساسی
http://www.baran.org.ir/news.php?action=view&uid=529〈=fa
شنبه 27 مرداد 1386- 18 آگوست 2007
23 August 2007
"تابلوي" جدید (!) ب بسمل لا ی اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110 و چه و چه قانون اساسی جمهوری (!) آخوندی
"جمهوري اسلامي و منزلت زنان - سرمقاله اعتمادملي /
تصويب اساسنامه فوتبال جمهوري اسلامي ايران در هيات وزيران ظاهرا به موضوع حضور بانوان در ورزشگاهها جنبه قانوني ميدهد..

جمهوري اسلامي ايران امروز پيشگام تشكيل و استقرار دولت ديني در جهان اسلام است... جمهوري اسلامي... ميتواند الهامبخش بسياري از ... جنبشها و حتي دولتهاي اسلامي باشد... ميتواند الهامبخش براي جامعه جهاني مسلمين باشد ... ميتواند مدلي مناسب براي جوامع اسلامي اعم از شيعه و سني باشد" !
سرمقاله اعتماد 50.000 تومانی ملی جدید
روزنا ی اعتماد 50.000 تومانی ملی جدید
http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=44594
چهارشنبه 31 مرداد 1386 - 22 آگوست 2007
...........

" وظايف مجمع مشورتي اصلاحطلبان تشريح شد/
رئيس مجمع مشورتي اصلاحطلبان اهداف، مواضع و برنامههاي اين مجمع براي انتخابات مجلس هشتم را تشريح كرد. عبدالواحد موسويلاري خاطرنشان كرد... با شخصيتهايي مثل سيدمحمد خاتمي و مهدي كروبي و در پارهاي موارد با هاشميرفسنجاني مشورت كرده و نقطهنظرات اين اشخاص را همواره مدنظر قرار دادهايم..
وي با بيان اينكه حزب اعتماد ملي يكي از احزاب اصلاحطلب و شخص مهدي كروبي مورد احترام همه ماست، گفت:
پاسخ شخص كروبي اين بود كه حزب اعتماد ملي حزبي است نوپا كه ميخواهد در عرصههاي مختلف با تابلوي خود شركت كند تا بيشتر معرفي شود "
روزنا ی اعتماد 50.000 تومانی ملی جدید
http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=44701
چهارشنبه 31 مرداد 1386 - 22 آگوست 2007
22 August 2007
با شياطین پيرو "فرمایشات" امام خط راحل پالوده نخوريد!
قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی
........... http://www.cyrusnews.com/news/fa/? .........
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=23&ni=24711
"روزنامه اعتماد ملي طي يادداشتي از رد صلاحيت كساني كه به نظام جمهوري اسلامي ايران اعتقادي ندارند انتقاد كرده ... است!
نويسنده اين يادداشت مي نويسد؛ «رد صلاحيت به دليل عدم اعتقاد به هر نظامي از چند جهت قابل نقد و نقض است. يك جهت ابتدايي آن، مخالفت با سنت و خواست خداوندي است. خداوندي كه بندگان خود را حيات و روزي مي دهد، برخي از اين بندگان نه تنها او را قبول ندارند بلكه عليه او هم تبليغ مي كنند، اما خداوند براساس اراده و خواست خود اين افراد و حتي شيطان را هم مهلت داده است كه برنامه هاي خود را اجرا كنند»!
بايد از ... دبيركل حزب اعتماد ملي كه لباس شريف روحانيت بر تن و داعيه پيروي از خط امام بر لب دارد و از روحانيون خوش سابقه و انقلابي است پرسيد آيا حضرتعالي ... معتقديد كه چون خداي سبحان به دشمنان خود نظير مشركان و كافران روزي مي دهد، مردم ايران هم بايد آنها را در مسئوليت هاي كليدي نظير رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي به كار گيرند ...؟!...
اگر حضرتعالي چنين اعتقادي نداريد- كه به يقين نداريد- چرا اجازه مي دهيد در حزب و روزنامه تحت مسئوليت شما اين افكار فاسد و عقايد شرم آور تبليغ و ترويج شود؟! ...
برادر عزيز و روحاني بزرگوار... جناب آقاي كروبي!
حضرتعالي مدعي پيروي از خط امام(ره) هستيد... آقاي كروبي عزيز!..." !
بازجوی عزیز ام ٌالقرا
کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
http://www.kayhannews.ir/860531/2.HTM#other200
چهارشنبه 31 مرداد 1386 - 8 شعبان 1428 - 22 آگوست 2007
......................................
"در مكتب امام /
"كدام انقلاب مردمي- اسلامي را سراغ كنيم كه در آن حوزه و روحانيت پيش كسوت شهادت نبوده اند و بر بالاي دار نرفته اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرشهاي حوادث خونين به شهادت نايستاده است؟" !
صحيفه امام ، جلد21 ، ص275
کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
http://www.kayhannews.ir/860531/14.HTM#other1406
چهارشنبه 31 مرداد 1386 - 8 شعبان 1428 - 22 آگوست 2007
.............................
"مقابله با تحريف فرمايشات امام راحل/
"يك عضو كميسيون فرهنگي مجلس
در تذكري خواستار مقابله قاطع وجدي با تحريف فرمايشات امام راحل(ره) شد" !
کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
http://www.kayhannews.ir/860531/14.HTM#other1405
چهارشنبه 31 مرداد 1386 - 8 شعبان 1428 - 22 آگوست 2007
.........................................................................................
قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی
"انتخابات ، دغدغه هاي متفاوت (يادداشت روز) /
فضاي انتخاباتي در كشور به موازات نزديك تر شدن به روز برگزاري- يعني 24اسفندماه- پرمباحثه تر مي شود …براي اينكه يك جمع بندي از اين فضا- كه در فواصل كوتاه زماني بايد ارائه گردد- به دست آيد، موارد زير اهميت مي يابند:
در جريان اصولگرايان … ممكن است در نهايت امكان تجميع همه آنان در زير يك فهرست و عنوان ميسر نشود و بعضي از آنان با گونه اي ديگر از رفتار همگرايانه موافقت كنند كه اشكالي هم ندارد …در جريان دوم خرداد اما دغدغه ها چند وجهي است… يكي … از دغدغه هاي آنان حركت شوراي نگهبان روي «مرز قانون» است… تندروها براي اينكه مشكل را حل كنند به خاتمي و كروبي فشار مي آورند تا در نقش «ريش سفيد» مشكل را حل كنند ولي پاسخ شوراي نگهبان- مبتني بر حركت روي مرز قانون- آنان را نااميد كرده است... آمريكايي ها با اعمال فشار درصدد هستند از يك سو انتخابات آينده مجلس را كم رونق نمايند و از سوي ديگر امكاني براي عبور هواداران خود از فيلتر نظارتي نظام و در نهايت انتخاب آنان از سوي مردم فراهم شود" !
کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
http://www.kayhannews.ir/860530/2.htm#other200
سه شنبه 30 مرداد 1386 -21 آگوست 2007 -
............................
"گفتم: شخصي پيش دكتر روانشناس رفت و گفت؛ آقاي دكتر به دادم برس، هيچي يادم نمياد، نمي دونم كي هستم، نمي دونم ديروز چي خوردم و... دكتر مي پرسه؛ از كي تا حالا اين موضوع اتفاق افتاده؟ يارو بهت زده به دكتر نگاه مي كنه و ميگه كدوم موضوع؟" !
کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
http://www.kayhannews.ir/860530/2.htm#other202
سه شنبه 30 مرداد 1386 -21 آگوست 2007 -
21 August 2007
یادآوری "نیم جو شرف " به همه مزدوران فارسی زبان بی بی سی صد
![]() | ![]() |
.........................................................
سین (!) :
"ولی الآن در داخل ایران هم اگر نگاه کنید خانمها توی تمام زمینه ها هستند، حالا ممکن است وزیر زن نباشد ولی الآن مثلاً تعداد دانشجویان دختر یا تعداد خانمهایی که در اداراتند یا خانمهای حرفه ای، پزشک، مهندس حتی اینها زیادتر شده برای اینکه میزان تحصیلات خانمها الآن بیشتر از میزان تحصیلات زنان در زمان گدشته است برای اینکه آنهایی هم که از خانواده های سنتی اند و چادر و حجاب دارند می توانند راحت از خانه بیرون بروند دانشگاه و درس بخوانند" !
پاسخ مری آپیک:
بله خوب فعالیت را قبول می کنم ولی مسئله اینکه نتیجه گیری کلی اش درجامعه ای که در آن خفقان هست برای زن و آزادی نیست، برای زن حتی اگر دکتر و مهندس هم باشد مسائلی که باید با آنها در روز در جریان باشد در جریان مسائل روزمره اینها، همه توقفهایی است ولی خوب مسائل فقط اینها نیست، صحبت مسئله شرعی و اسلامی و قانونی است از طریق اسلام یعنی حقوق زنان، یعنی حقوقی که زنان دارند، مسئله یک چشم و دو چشم، دو حرف زن در مقابل یک حرف مرد، حقوقی که زن دارد از نظر ازدواج و طلاق، کودک، ارث، یعنی هیچ نوع حقی برای زن قائل نمی شوند. یکی از وحشتناکترین اتفاقاتی که دارد در ایران می افتد به غیر از مسئله زهرا کاظمی که در نمایشنامه من هم هست، مسئله سنگسار کردن زنان است برای مسائل ناموسی که قسمتی است که در نمایشنامه من با آن برخورد مستقیم داشتم و قدم به قدم این مطلب را به جلو بردم با صحنه پردازی بسیار زیبایی که مجموعه ای است از رقص و گفتار و اینها. چطور اصلاً می شود تصور کرد که عده ای بتوانند که این کار را انجام بدهند یعنی انسان بتواند که همچنین کاری را انجام بدهد، که زنی را که از نظر ناموسی رابطه ای داشته باشد با مردی دیگر، چالش بکنند و عده ای روایاتی از اسلام بگویند و کلامی از قرآن و بعد سنگها را پرتاب کنند روی این زن و بعد این زن را بکشند.
سین (!) :
مخالفت شما این است که چرا اصلاً سنگسار توی قانون هست یا اینکه چرا اجرا می شود؟ چون در قانون اسلام سنگسار هست ولی قوه قضائیه دستور داده است که این حکم اجرا نشود و گویا تنها موردی که اخیراً و پس از چند سال توقف سنگسار از ایران گزارش شد، بر خلاف خواست مقامات قضائی بوده و قاضی ای هم که این حکم را اجرا کرده مورد بازخواست قرار گرفته است. اعتراض شما پس به این است که چرا اصلاً همچنین قانونی هست؟
پاسخ مری آپیک :
بله، چرا همچنین قانونی هست و شما می گویید که اجرا نشده، تا آنجا که من می شنوم هنوز ادامه دارد. هنوز زنانی هستند توی خط که منتظرند سنگسار بشوند، بنابراین قانون این را حکم کرده الآن ما چیز تازه ای دیدیم که برای من خیلی جالب بود که قانون شرعی می گوید که اگر به زنی تجاوز بشود که همان مسئله نازنین است، حکم اعدام بهش تعلق می گیرد اگر مردی را بکشد در دفاع از خودش که در دنیا همچین چیزی وجود ندارد چون اگر دفاع از خود باشد آزاد می شود و اگر با آن مرد بخوابد سنگسار می شود، بنابراین اگر زنی مورد حمله تجاوز قرار می گیرد باید بمیرد.
سین (!) :
شما بیشتر فعالیتهایتان در زمینه این است که این نقطه ضعفها را منعکس بکنید و به مردم در غرب آگاهی بدهید که این کارها انجام می شود. ازنظر شما در غرب آنهایی که آگاه می شوند چه کاری می توانند بکنند که جلوی این کارها را بگیرند؟...
.............
سه شنبه 14 اوت 2007 - 23 مرداد
20 August 2007
کمتر از هفت ماه و سه دهه قرن، تا انتخوابات!
قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی
"چرا سكوت بهتر است؟ /
ما مجموعه كساني كه نام خود را اصلاح طلب گذاشتهايم، در كجاي بازي سياسي در ايران قرار داريم؟...
ما اصلاح طلبان به چه كاري مشغوليم؟...
خب البته موارد نقض حقوق بشر و نحوه عملكرد نهادهاي حاكم را با زبان و قلم خود نقد ميكنيم... و برخي نيز براي ورود به نهادهاي تصميمگيري، وارد فعاليت هاي انتخاباتي ميشويم....
آيا اين فعاليتها، كمكي به بهبود اوضاع كرده و يا ميكند؟...
آيا بهتر نيست كه ما اعلام كنيم كه در چنين شرايطي تا تاريخ معيني حاضر به انجام هيچ نوع عمل سياسي نيستيم و سكوت ميكنيم"؟
احمد زید آبادی
آژانس خبری کورش / مقالات
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=2
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=2∋=24652
یک شنبه 28 مرداد 1386 - 19 آگوست 2007
..................
" سرداران و سربداران / کمتر از هفت ماه به انتخابات مانده است. اگر فرض کنیم که از سه ماه قبل از انتخابات فضای کشور تغییر می کند، چهار ماه دیگر فشارها کمی کمتر می شود، مگر اینکه اتفاقی غیر از آنچه تا امروز قابل پیش بینی بود بیفتد...
من فکر می کنم برخلاف سخنان احمد زیدآبادی عزیز اصلا وقت خوبی برای سکوت نیست،
می شود آهسته حرف زد، یا در مورد چیزهای دیگری حرف زد، ...
حتما می پرسید: کجا می خواهی حرف بزنی؟" !
ا.ن. آقا
ملیجک خارج از کشور عالیجناب سرخ ریش و شرکا
" . و ز "
http://www.roozonline.com/archives/2007/08/post_3647.php
دوشنبه 29 مرداد 1386 - 20 آگوست 2007
.................
"یکی از جدی ترین اشکالات روند انتخابات در جبهه اصلاحات و محافظه کاران، این است که ... خیلی از مخاطبان اصلاحات ... نسل جدیدی هستند... دلشان هم برای مملکت می سوزد...
شخصاً چندین بار این نظر را مطرح کرده ام، هیچ بار جدی گرفته نشده است" !
حاج آقا ابطحی جونیور / به زعم خودش: "توپولی"
(به زعم یک کاریکاتوریست "ته بیدی"
که میترسه عکس امام راحل اصل یکم قانون(!) اساسیمونو بکشه: "سيدالماله کشين")
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308900
چهارشنبه 24 مرداد 1386 - 14 آگوست 2007
........................
الحاقی
کاریکاتوریستی که
به "توپولی" میگه "سيدالماله کشين"
مثل ا.ن آقا، هم از " . و ز " مواجب میگیره و هم از رادیو " . و . و نه "
لاکن عکس امام راحل اصل یکم قانون (!) اساسیمونو نمیکشه .
که مبادا مواجبات نجاست آلود " . و . و نه " و " . و ز " ش چه و چه بشه
19 August 2007
مجلس خبرگان (!) برای تعیین جانشین مرحوم (!) مشکینی، تشکیل باید گردد!
اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و 27 و110
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=24646

جلد چهارم خاطرات هاشمی منتشر شد که در آن « نظر مخالف آیت الله خمینی نسبت به دائمی بودن رهبری » گفته شده و نظر موافق آیت الله خمینی در مورد حذف شعار « مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی»…
خاتمی گفت: من از اسلامی دفاع می کنم که برای آزادی احترام قائل است"!
ا.ن. آقا
(ملیجک خارج از کشور عالیجناب سرخ ریش و شرکا)
" . و ز "
http://www.roozonline.com/archives/2007/08/post_3637.php
يكشنبه 28 مرداد 1386 - 19 آگوست 2007
......................
" حضرت امام (ره) شعار مرگ بر آمريكا را يكي از دستورات رسول خدا(ص) مي دانستند" !
حاج آقا حسين شريعتمداري
کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
ttp://www.kayhannews.ir/860527/2.HTM#other200
شنبه 27 مرداد 1386 - 18 آگوست 2007
18 August 2007
لاکن خوشا به سعادت اون صندوقهای متعٌجب "انتخابات (!)" آزاد
حضرت امام (ره) شعار مرگ بر آمريكا را
يكي از دستورات رسول خدا (ص) مي دانستند" !
حاج آقا حسين شريعتمداري
کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
ttp://www.kayhannews.ir/860527/2.HTM#other200
شنبه 27 مرداد 1386 - 18 آگوست 2007
..............
"گفتم: يك شركت تجاري آگهي داده بود كه به مديري با چند سال سابقه موفق، تسلط كامل به چند زبان خارجي و داراي تحصيلات عالي نيازمنديم و شخصي با تحصيلات اندك و بدون سابقه مديريت و ناآشنا به زبان هاي خارجي مراجعه كرد. پرسيدند براي چه آمده اي؟ جواب داد، آمده ام بگويم كه روي من حساب نكنيد"!
کیهان بازجوی عزیز ام ٌالقرا
http://www.kayhannews.ir/860527/2.HTM#other202
شنبه 27 مرداد 1386 - 18 آگوست 2007

..............
"دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت: اصلاحطلبان با اعتقاد به … مشي ترسيم شده از سوي امام راحل، با اپوزيسيون غيرقانوني و برانداز مرزبندي آشكار دارند.
وي با بيان اينكه جريان موسوم به اصلاح طلبان مايوس نيستند، گفت كه اين جريان بايد حضوری قدرتمند را در انتخابات مجلس هشتم تدارك ببيند … و از تلاشهای مجدانه خاتمی در اين زمينه قدرداني كرد" !
بازتاب
http://www.baztab.ir/news/73308.php
25 مرداد 1386 - 16 آگوست 2007
17 August 2007
یادآوری تقسیم برادرانه بیت المال صاب مرده، طبق "فرمان (!)" معظٌم له!...
واقعیت این است که سیستم اطراف رهبری برای عملی شدن و اجرائی شدن و اثر بخش بودن سخنان معظم له هیچ اقدام عملیاتی نکرده اند " !
حاج آقا ابطحی جونیور / به زعم خودش: "توپولی"
(به زعم یک کاریکاتوریست "ته بیدی" که میترسه عکس امام راحلمونو . بکشه: "سيدالماله کشين")
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308916
چهارشنبه 24 مرداد 1386 - 14 آگوست 2007
........

الحاقی:
کاریکاتوریستی که
به "توپولی" میگه "سيدالماله کشين" هم از ". و ز" حقوق میگیره و
هم از رادیو ". و . و نه ".
لاکن عکس امام (ره) و راحلشو نمیکشه .
اگه بکشه
حقوق نجس " . و . و نه " و " . و ز". ش ملا خور و چه و چه میشه
و دیگه
به توپولی واویلاهای حکومت روضه خوانها
نمیتونه بگه:
Subscribe to Posts [Atom]