29 July 2006


رامین مولائی:




"جناح" جدیدالتولید "نوسازی"!
............................................................
پایان تاريخ "مصرف" اختراع مجدد
منشور "حقوق" بشر
تو رو سننه!







اگر تبعیدی هستید و خیال میکنید همه تبعیدیها، از قماش شوماها هستند اشتباه میفرمایید .

به عنوان مثال، این جانب را سننه که جنابعالی بی خودی با حکومت چندین جناحه "برادران" عمامه دار یا بی عمامه دشمنید.

این که از جماعت توریستهای "جورنالیست" ارسال شده با بار و بندیل تبلیغاتی به تبعیدگاهتان خوشتان نمی آید، به من هیچ ربطی ندارد؛ همچنان که به شوماها دخلی ندارد که آیا بنده زیر علم "پس گرفتن حقوق زنان به توسط نابغه ای که منشور حقوق بشر را از سر نو اختراع فرموده است" سینه خواهم زد یا خیر!

آگر دار و دسته مقامات جدید التولید رهبری "پس گرفتن حقوق زنان در تبعید" هوس کنند فراخوانی صادر بفرمایند ، البته بلدم که هوس تاییدش را داشته باشم. آزادم. حداقل توی دل خودم میتوانم تایید کنم که پس گرفتن حقوق زنان به توسط نابغه ای که منشور حقوق بشررا از سر نو اختراع فرموده است ، با مزه است . آزادم. همچنان که عطف به منشور از سر نو اختراع شده حقوق بشر ، در نهایت آزادی و در خیالات آزاد شده ام، بلافاصله کلاه قبا کردم، تا در التزام رکاب مخترع محترم منشور کذا، اقصی نقاط دنیا را مفت و مجانی سیاحت کنم.

از بدبختی بنده ، دستورات اکید یک طبیب ولد(الز....) فرنگی که انگار از پشت کوه آمده است و اصلا شعور ندارد که بفهمد انقلاب ما و اعتصاب غدای ما و پس گرفتن حقوق زنان و این جور چیزهای ما اصلا ربطی به انگور و آب انگور ندارد، باعث شد که حتی بی خبر بمانم که آیا اعتصاب غذای مهمٌی که این همه برایش جار زدند و بدون حضور بنده انجام گرفت، "خشک" بوده است و یا تر و تیلی.

از بدبختی بنده، دوستی خاله خرسکی این طبیب زبون نفهم و ولد(الز...) حتی باعث شد که به کلٌی بی خبر بمانم که اگر در این اعتصاب غدا شرکت میکردم ، طی این سه شبانه روز آزگار چه ... ی میخوردم!

صد البته امیدوارم محض نمونه حداقل یک تن از همرزمان "اعتصابی" همت بفرماید و طی اعلامیه ای به اطلاع همگان برساند، خودش و همرزمانش طی این سه شبانه روز آزگار چه ... ی تناول میفرمودند و آن چه تناول شده است، علی الخصوص در ارتباط با فشارخون چه نتایجی به بار آورده است، تا بتوانم به طبیب ولد الز... زبون نفهمم حالی کنم که این موضوع که انقلاب و اعتصاب و پس گرفتن آنچنانی حقوق زنان و انگور به مزاج همدیگر نمیسازند، برای بنده علی السویه است و آنچه اخیرا باعث شده است فشار خونم بالا برود ، گزارش دور و دراز سایت جدید الانتشار یک جناح جدید التولید است ، به اسم "نوسازی"، که با این هدف به وجود آمده است که این جانب بستری شده بدبخت را در آن واحد عضو "حزب كمونيست كارگري ، سلطنت طلبها و منافقين" قلمداد کند و در عین حال مرا از قماش "افرادی" معرفی کند كه "پيش از اعتصاب سه روزه" از منشور حقوق بشر از سر نو اختراع شده "حمايت كرده بودند" و اکنون انتقاد و اعتراض به منشور نویس هاج و واج مانده و ول معطل در غربت را "در دستور كار قرار داده اند".
اینا هاش:

............................

" به دنبال شكست پروژه اعتصاب و تحصن توسط اكبر گنجي و استقبال ضعيف از اين حركت در مقابل سازمان ملل و ديگر شهرهاي اروپا و آمريكا، برخي عناصر و رسانه هاي وابسته به اپوزيسيون، شكست پروژه او را به منزله پايان يافتن تاريخ مصرفش قلمداد كردند ...

"دعوت گنجي به تحصن و اعتصاب در بدو امر با اعلام حمايت طيف عمدهاي از گروههاي اپوزيسيون و ضد انقلاب خارج كشور و نيز برخي گروههاي معارض داخل كشور مواجه شد و بسياري از سايتهاي اينترنتي وابسته به اين گروهها همراه با راديوهاي غربي نظير راديو فردا ، راديو صداي آمريكا ، راديو آلمان و راديو بي بي سي تبليغات گستردهاي را در اين باره آغاز كردند.

"همچنين در بسياري از شهرهاي اروپا و آمريكا نيز كميته هايي از سوي گروههاي حامي اعتصاب تشكيل شد، اما در روز 23 تير تنها تعداد انگشت شماري در شهرهايي چون استكهلم، پاريس، وين، برلين و ... در تحصن حضور يافتند. تعداد اندك افراد شركت كننده در اين تحصن بيانگر اين بود كه حتي اعضاي گروههاي دعوت كننده نيز خود در تحصن شركت نكردهاند ...

"البته پيش از اين گروههايي چون حزب كمونيست كارگري، سلطنت طلبها و منافقين عليه گنجي موضع گيري كرده و از وي به عنوان «عامل جمهوري اسلامي» ياد ميكردند اما اكنون افرادي كه پيش از اعتصاب سه روزه با گنجي ديدار و از او حمايت كرده بودند، انتقاد و اعتراض به وي را در دستور كار قرار داده اند"

http://www.nosazi.ir/comments.asp?id=4219

................................

یه قول لات اینترنتی: گرفتی چی شد؟
اگه نگرفتین، فی الفور گزارش کامل "نوسازی" را بخوانید که مثنوی هفتاد من کاغذ است، توام با چنان هلهله هایی که انگار "نوسازان" جناح "نوسازی" با بمب اتمی "در خیبر" را خورد و خاکشیر کرده اند و آن را در "تبعید" با امدادهای غیبی دوباره از سر نو ساخته اند و با پست عنکبوت نشان سفارتخانه ، به آدرس بیت رهبری ارسال فرموده اند.

بنا براین، خطاب به متخصصین جناح "نوسازی" که با سو استفاده از عدم شرکت این جانب در اعتصابات سه روزه کذا، انواع و اقسام جشنهای حموم زایمون و ختنه سوران و چه و چه و چه راه انداخته اند، فعلا حرف دیگری ندارم، جز اینکه هر چه زودتر با دیگر اجنحه (به فارسی لاله زاری: همه آن هایی که بیت المال را بین خودشان "برادرانه" تقسیم فرموده اند و باز هم کمشان است) تماس بگیرند، تا حق الزحمه بنده را که به هزار و یک دلیل، در "اعتصاب" غدای شوما تبعیدیها شرکت نداشتم ( وبه علاوه، هیچ ورق پاره ای را برای مبازره به خاطر پس گرفتن حقوق زنان طرفدار مقنعه امضا نکرده ام) هر چه زودتر کار سازی بفرمایند، تا علیه "نوسازی" و "نوسازان" و دیگر "برادران" شکایت نکنم؛ شکایت به کیهان بازجوی عزیز ام القرا!

26 July 2006

رامین مولائی:

ملیجک انصار"نبعیدی" گنجی وعالیجناب سرخ پوش


آن یکی پرسید اشتر را که هی
از کجا میای ای اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت خود پیداست از زانوی تو


اگر تا حالا نخوندین فریبرز رئیس دانا اندرکرامات مخترع منشور حقوق بشرمون و همپالکی هايش سروش و کديور و... قرمه سبزی با شله زرد و پاره آجر...چی گفته، دیگه اصلا لازم نیست بخونین. همین جلز و ولز حیوونکی ا.ن آقا کافیه که ملتفت بشین کجای"نا استوار" چه دار و دسته ای میسوزه و چه جوری میسوزه الی فیها خالدون:
................................................................................

"آقا یکی از دوستان آمد و یک مصاحبه داد دست ما و باعصبانیت گفت ببین چی گفته؟
گفتم: چی گفته؟
گفت: هر چی دهنش اومده به گنجی گفته.
گفتم: این که چیزی نیست، امروز اگر کسی به گنجی چیزی نگه عجیبه.
گفت: آخه این یارو....
گفتم: کی؟ کدوم یارو؟ حزب کمونیست کارگری؟ کیهان؟ مجاهدین؟
گفت: نه بابا، این یارو که خودش....
گفتم: کی رو می گی؟
گفت: فریبرزرئیس دانا...
گفتم: خب چرا زودتر نگفتی، فریبرز رئیس دانا که ناراحتی نداره، حالش خوب نبوده یک چیزی گفته
گفت: حالا تو بهش چیزی نمی گی؟
گفتم: اولا که من از نظر شخصی به رئیس دانا نزدیک ترم تا به گنجی، ثانیا مگه من وکیل و وصی گنجی ام، کسی که می خواد برای سی سال بعد فکر کنه ، حتما بلده به کسی که
در سی سال قبل زندگی می کنه، جواب بده. البته ایشون در سی سال قبل زندگی نمی کنه،
در موردش حرف میزنه، اصلا چرا ما در مورد رئیس دانا حرف بزنیم .ما یک چپ تمیز توی تمام این دنیا داریم، اون رو هم خراب کنیم؟ اصلا بخش تحتانی نااستوار گنجی! به من چه".

ا.ن آقا
" . و ز" ا.ن لاین
چهارشنبه ۴ مرداد ۱٣٨۵ - ۲۶ ژوئيه ۲۰۰۶
http://r0ozonline.com/03satire/016797.shtml


مستحبات "نمادین" عدم افشای نقص حقوق بشر

چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –101

" اکبر گنجی ناراضی سرشناس ايرانی...در يکی از اين مصاحبه ها به وضعيت خاص و نگرانی آور يک آزادی خواه ايرانی در شرايط حاضر اشاره کرد...
به گفته وی در زمانی که تمام توجه جهان به پرونده هسته ای ايران است، و هر جا نام ايران می آيد، خوف جنگ اتمی و گسترش تسليحات اتمی در ذهن مردم اروپا و آمريکا می نشيند، دموکراسی خواهان ایرانی هر گام که در مورد افشای نقص حقوق بشر در کشورشان بردارند ممکن است باعث جلوانداختن حمله نظامی آمريکا و متحدانش به ايران شود"!


حاج آقا بهنود برنده جایزه مدفوعاتی پنج تن آل عبای دیگر
" . وز" ا.ن لاین "مهاجرین"
چهارشنبه ۴ مرداد ۱٣٨۵ - ۲۶ ژوئيه ۲۰۰۶
http://r0ozonline.com/panjereh/016767.shtml

25 July 2006

بازتاب انتشار ويژه نامه تابستان سایت گزارشگران، در رسانه هاي سياسي خبري تا كنون

http://www.gozareshgar.com/


آنكه گفت آری و آنكه گفت نه!



فاجعه كشتار زندانيان سياسي از موارديست كه نه به گرايشات سياسي كه بي واسطه با موازين حقوق بشر در ارتباط بوده و افشاي مسببين و دادخواهي از قربانيان آن وظيفه اي است بر دوش تمامي وجدانهاي بيدار و همه آنان كه سخن از آزادي بيان، دمكراسي و حق زيستن و دگرانديشي ميگويند. ما در اين نگاه آماري از شما دعوت ميكنيم كه ضمن آشنائي با واكنش نهادهاي سياسي موجود با ارائه نظرات خود ما را در تكميل كردن اين پروژه ياري دهيد!


نزديك به 2 هفته از انتشار ويژه نامه تابستان سايت گزارشگران ميگذرد و تا كنون اين ويژه نامه بيش از 7 هزار مرتبه بازديد شده است.

در طي اينمدت با سوالات و پيشنهادات بسياري مواجه شده ايم كه ضرورت گزارش دهي به خوانندگان سايت و همچنين نويسندگان اين ويژه نامه را به عنوان يك وظيفه بر دوش خود حس ميكنيم.

پس از انتشار اين ويژه نامه پيشنهاداتي مشابه و پر تعداد دريافت نموديم در مسير جمع و جور نمودن اين نوشتارهاي ارزشمند در لينك واحد و قرار دادن آن در صفحه نخست سايت كه بدرستي مطرح شدند. متاسفانه اين امر براي ما ميسر نشد به دلائلي چند از جمله:

درگير بودن با تغيير سيماي سايت كه هنوز نيز از مشكلات آن فارق نشده ايم و به زودي شاهد اين تغييرات خواهيد بود.
ناتمام بودن ويژه نامه وافزايش مطالب آن
ترجمه مطالب منتشر شده
و....

اميد داريم تا در سايت جديد اين مشكل نيز حل شود.

تعدادي از خوانندگان و بخصوص نويسندگان بر اين عقيده اند كه ميتوانست تبليغات بيشتري از جانب سايت براي انتشار اين ويژه نامه در سطحي وسيعتر انجام پذيرد.

اين نگاه آماري به تلاش ما در اين راستا شايد بتواند پاسخي به نقد و پيشنهاد اين دوستان باشد.

لحظاتي پس از انتشار اين ويژه نامه در سايت براي انتشار گسترده آن اقدام نموديم و لينك اين صفحه را براي سايتهاي نامبرده ارسال كرديم.

سايتهاي متعلق به سازمانها و تشكلهاي سياسي چپ و راديكال بدون استثنا از انتشار اين ويژه نامه كه بدون جهتگيري سياسي تدارك ديده شده بود، خودداري نمودند.

( اقدام تكميلي: ارسال مجدد)

راديو رنگارنگ – مصاحبه با بهروز سورن و اشاره به انتشار اين ويژه نامه اخبار گويا – لينك مستقيم به ويژه نامه براي 4 روز متوالي در بخش سايت در سايت روشنگري - لينك مستقيم در انتهاي صفحه براي 2 روز متوالي من و پالتاك – لينك مستقيم در بالاي صفحه سمت چپ از ابتدا تا كنون عصر نو – لينك مستقيم به اطلاعيه سايت گزارشگران در اينباره از ابتدا تاكنون

......................................................

ديدگاهعدم انتشار لينك صفحه مربوطه و حتي لينك يكي از مطالب عليرغم پاسخگوئي به اشاره آقاي علي ناظر مسئول صفحه اينترنتي ديدگاه و ارسال مكرر. (اين توضيح بدينجهت صورت ميگيرد كه تعدادي از نويسندگان مشخصا سايت ديدگاه را مورد سوال خود قرار داده اند.)

پيك ايرانمنتشر نشد

اخبار روز ناموفق بودن اين تلاش براي ما سالهاست كه محرز است

صداي مامنتشر نشد

گفتگوهاي زندان منتشر نشد

كانون خاوران منتشر نشد

كانون زندانيان سياسي در تبعيد - منتشر نشد

كار آنلاينمنتشر نشد

بروسكهمنتشر نشد

آشتي منتشر نشد


با احترام و اميد به روزهاي بهتر و دوري از فرقه گرائي ها

گزارشگران

http://www.gozareshgar.com/

..........................

تاکیدات با رنگ سرخ و حروف بولد در اینجا جسارتا به "بازتاب انتشار ويژه نامه تابستان سایت گزارشگران، در رسانه هاي سياسي خبري تا كنون" اضاقه شد؛ اصلاحات طلبانه!


23 July 2006

دردا که هرچه هست...



شعری از رامین مولائی-

............................................

به مدافعین ایرانی پاسارگاد*




درمانده ملت بی قهرمان من
بیچاره ملت محتاج قهرمان
در کنج آشیانه ویران و واژگون
یا پرکشان به غربت اقصای این جهان
درانتظار چیست

این ضربه مهیب
که زدودست عقل ما
درهم شکسته چنین گوهر شرف
از هم گسسته مردم ما را نژند و پست
دردا که هرچه هست
کابوس و وهم نیست
پس
ضرب شصت
کیست
کاین ملک بی امان
این خاک پر فغان
این کشتگاه خون
این مرز پرجنون
این پیر صیغه مصلوب روزگار
ننگین و زار و خوار
چشم انتظار توست تا آخرالزمان

بر ما دریغ و درد
ثواب کن

برخیز
پر گشای
شتاب کن
سیمرغ داستان!


__________________________________________
*45714 امضا تا به امروز (آدینه 30تير ۱٣٨۵ برابر 22 ژوئيه ۲۰۰۶ )
http://www.savepasargad.com/

باید هرچه زودتر پایش رابه گلیم خودش برگرداند!

چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –100

خاطرات ماه عسل عجیب الخلقه ای,
که قشون "پاسداران" حکومت مافیایی آخوندها را زایید
و "سی میلیون دو قلو دات ناکام" را ترکمون زد
!
............................................................

"روز بیست و سوم بهمن آقای لاهوتی نزد آقای خمینی رفت و از ایشان حکمی برای جمع آوری سلاح های تهران گرفت. اعلامیه ای هم تنظیم شد که بارها از رادیو تلویزیون ملی کشور پخش شد و ازمردم خواسته شد تا سلاحها و اموالی را که ازپادگانها برده بودند به باغشاه آورده و تحویل بدهند. من به همراه آقای لاهوتی از دبیرستان رفاه عازم باغشاه شدم و در آنجا ظرف یک هفته ضمن جمع آوری سلاح های شهر،طرح تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی راهم نهایی کردیم....

. فرماندهی سپاه مرکب از آقایان دانش منفرد ،غرضی، رفیق دوست، افروز و بنده بود. اندکی بعد که فهمیدیم دوسازمان مسلح دیگر کم وبیش باهمین اهداف تشکیل شده اند،به خواهش بنده حاج مهدی عراقی پا درمیانی و درواقع ریش سفیدی کرد و جلساتی را تشکیل داد که سازمانهای مسلح و انقلابی دیگر هم همگی پذیرفتند که به سپاه بپیوندند...

اگرچه درآن روزگاران کامپیوتر بسیار نایاب بود، اما قرارشد تمامی این سازماندهی به صورت برنامه کامپیوتری نوشته شود وی کی از افراد واحدتحت نظارت من هم مسئول این کاربود...

پس ازنهایی شدن اساسنامه وطراحی اولیه سپاه ... مدتی هم مدیر رادیو شدم. اما ازآنجاکه در تولد سپاه نقش داشتم درسالهای بعدهمواره تحولات آن رادنبال می کردم ...

به کمک آقای هاشمی رقسنجانی، آقای خمینی را هم قانع کردند که باید برای دفاع ازخرمشهرهم که شده به داخل خاک عراق بروند وبصره را فتح کنند. ... بدون داشتن دانش وتخصص نظامی، دراین سالیان، طراح چندین عملیات بزرگ و بسیارخونبار ... شدند که بهای آن، شهادت هزاران نفر از فرزندان ایران بود...

ازدل همان افکار، پیراهن سفیدها و گروههای سرکوب لباس شخصی بیرون آمدندکه هنوزهم به هر تظاهرات و تجمع مخالفی حمله می کنند و مردم بیدفاع رامورد ضرب وشتم قرار می دهند.

سیاست غلط آقای رفسنجانی برای این که تمام دستگاههای دولتی به سراغ کسب درآمد بروند، وقتی به وزارت اطلاعات و سپاه رسید، فاجعه خلق کرد.این دوسازمان با اسلحه و دستبند وارد تجارت شدند. امری که درهرجای دنیا مافیا خلق می کند...

اکنون سپاه با بیش از ۱۰۰ شرکت به شکل شرکت های تعاونی و پیمانکاری و بازرگانی وصنعتی، وابسته به سپاه و یا بسیج دراکثر کارهای اقتصادی کشور حضوردارد، از ورود لوازم خانگی درتمام سالهایی که ورود آن ممنوع بود گرفته تاشرکتهای خودروسازی ...، ازپیمانکاری خطوط انتقال نفت و گاز گرفته تاانتقال ترانزیتی نفت قزاقستان ازایران، از قاچاق نفت عراق در زمان تحریم اقتصادی آن کشور توسط سازمان ملل گرفته تا اسکله های غیرقانونی و دهها کار خلاف دیگر. بسیاری ازرقبای تجاری را هم به زور زندان ودستگیری از میدان به درکرده اند و روزبه روز هم بیشتر وحریص ترب ه سراغ تمامی ارکان افتصادی کشور و طرحهای اساسی آن می روند...

یک مثال دیگردست یافتن ... سپاه به شهرداری تهران است .یک قلم تنها سرنوشت هزینه کردن ۳۵۰ میلیاردتومان ازپولهای شهرداری نامعلوم است.اکنون هم که همان شهرداریعنی آقای احمدی نژاد دستش به ریاست دولت رسیده درمدتی کمترازدوماه بیش از۷ میلیارد دلارازکارهای پیمانکاری نفت رابدون برگزاری مناقصه به سپاه بخشیده است...

این میلیتاریسم سیاسی و اقتصادی بر اساس ذات نظامی خود دست به ماجراجوئی هایی می زندکه کشورراوارد بحرانهای جدی خواهدساخت. گروگانگیری درلبنان وفلسطین وآتش افروزی دراین مناطق ، تنهایک نمونه آن است.

این سازمان عریض وطویل سپاه، باید هرچه زودتر پایش رابه گلیم خودش برگرداند".

محمد محسن سازگارا
اول مرداد۱۳۸۵ - - ۲۳ جولاى ۲۰۰۶
گویای ا.ن لاین
http://news.gooya.eu/politics/archives/051067.php


"نکته آخر این که بدان ایدک الله فی الدارین که اصلاح طلبی یک خواست اجتماعی است … و آن ده میلیون نفری که به هاشمی رفسنجانی رای دادند، اینها پشتوانه بزرگ رفتار عقلانی جامعه ایران در سی سال گذشته اند …
.لطف روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد".

ا.ن آقای رفسنجونی
گویای ا .ن لاین
http://news.gooya.com/nabavi/archives/035516.php
------------------


جنبش دموکراسی ... ماست

چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –99




اکبر گنجی در سومين روز اقامت در واشنگتن...
برنامه بعدی جنبش دموکراسی خواهی را
مبارزه برای برابری حقوق زنان اعلام داشت ...


http://r0ozonline.com/01newsstory/016789.shtml
Sunday, Jul 23, 2006 /یکشنبه، ۱ مرداد ۱۳۸۵










گنجی در همين سخنرانی اعلام داشت سایتی ... تحت نظر خانم فاطمه حقيقت جو ... از اين پس در خدمت جنبش زنان خواهد بود تا نظرات و راهکارهای مختلف برای اين مبارزه را جمع آوری کند.

http://r0ozonline.com/01newsstory/016789.shtm
lSunday, Jul 23, 2006 /یکشنبه، ۱ مرداد ۱۳۸۵





به گفته گنجی، حقوق زنان و برابری زن و مرد گوهر جنبش دموکراسی خواهی ماست.

http://r0ozonline.com/01newsstory/016789.shtml
Sunday, Jul 23, 2006 /یکشنبه، ۱ مرداد ۱۳۸۵


//////////////////////اینجا هم کلیک!


21 July 2006

خرتو الاغ روشنفکران مذهبی و اصلاح‌طلبان سکولار صهیونیست ...





چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –98

"حزب‌اله برای اسراییل شبیه مجاهدین خلق است برای ایران:
مساله را حزب‌الله شروع کرده با گروگان گرفتن دو سرباز پس از رد شدن از مرز تعیین شده توسط سازمان‌ملل. پس در این مورد بخصوص (بدون اینکه برگردیم به تاریخ) اول حزب‌الله است که قانون شکسته است.
با این حال، در حالی که حزب‌الله کاملا رسمی و علنی راکت‌هایش را به طرف غیرنظامیان در شهرهای اسراییل می‌فرستد، اسراییل حداقل ظاهر را رعایت می‌کند و می‌گوید که فقط هدف‌های نظامی و فرماندهی حزب‌الله را می‌زند و قبلش هم برای همه‌ی غیرنظامیان اعلامیه فرستاده که منطقه را ترک کنند
کاری که اسراییل با حزب‌الله کرده است، بی‌شباهت به کاری که ایران با مجاهدین خلق می‌کند نیست...
ایران از زمان جنگ به بعد تا حالا چندین بار به کمپ‌های مجاهدین در خاک عراق رفته و آن‌جا را بمباران اساسی کرده است و استدلالش هم این است: مجاهدین خلق یک گروه تروریستی است که امنیت ایران را تهدید می‌کند و ما برای از بین بردن این تهدید و دفاع از خود، حالا که کشور پناه‌دهنده به آنها جرات مقاله با آنها را ندارد، باید خودمان ترتیبشان را بدهیم...
تحلیل بماند برای یک مطلب جداگانه"

درخش.ا.ن
http://i.hoder.com/archives/2006/07/060721_015390.shtml

راه خمینی و صهیونیست‌ها مشترک است... روشنفکران مذهبی ایران و اصلاح‌طلبان سکولار باید با توجه به این نکته، دیالوگی نظری را با همتایان خود در اسراییل آغاز کنند.
پادکست بعدی من گفتگویی با جوانی اسراییلی است که دقیقا درهمین باره کار می‌کند. آن را ‌حتما گوش دهید و برایش تبلیغ کنید.

درخش ا.ن
http://i.hoder.com/archives/2006/04/060408_015152.shtml



امام هویت نسل ما بود

آسد ابطحی جونیور
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146307860


خاتمی چراغ خانه ما بود

ا.ن آقا
http://roozonline.com/03satire/012114.shtml


19 July 2006

کاریکاتور "استخاره مخملی" در تبعید

چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –97



جدید ترین اثر یک هنرمند "تبعیدی"
که مدام "می اندیشه" کاریکاتور امام ره و مقام معظم رهبری رو بکشه یا نکشه،
اما نمی کشه که مبادا به "براندازی مخملی" متهم بشه؛ در تبعید!

18 July 2006

رامین مولائی: انتخوابات مجلس "خبرگان" بدجوری "بامزه تر" شد!



چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –96





تو رو خدا بی حوصلگی نکنین و فی الفور به درد دل "پارلمانی" آخوند ابطحی جونیور
رسیدگی بفرمایین، و گرنه اونم پا میشه میاد "تیعید" تا با همکاری ملیجک رفسنجونی
برامون بنگاه تیاترال استند اپ کومودی خیکی/ فسقلی راه بندازه:
.................................................................
"دیشب در یکی از سایتهای نزدیک به رئیس جمهور نوشته ای از خانم فاطمه رجبی، همسر آقای الهام، رئیس دفتر رئیس جمهور احمدی نژاد دیدم. مطلب بر علیه احکام آشوبگرانی است که در قم سخنرانی هاشمی رفسنجانی را بر هم زدند …
"تو رو خدا بی حوصلگی نکنید و بخونیدش. یه جورائی بامزه است :
«... سخن كوتاه! احكام مذكور را دادگاه ويژه روحانيت صادر كرده است. از اين روي قطعاً محكومان در كسوت روحانيت ميباشند!؟
…شايد حكم مجازات آن دارنده لباس روحاني است كه رياست جمهوري خود را آغاز عصر خردگرايي اعلان داشت… و دين و ارزشها را بنابر سليقه و خواست خود و عشيرهاش تفسير كرد و حاكميت داد. او كه آقازادهها، برادران و برادرزادگان و مديرانش مافياي قدرت و ثروت تشكيل دادند و سرنوشت ملت و منافع ملي را در دستان خود گرفتند، و دخترش… هماكنون در انگليس با نويسندگان دوران پهلوي به كار علمي-فرهنگي مشغول است …
اما نه! مجازات وحشتزاي مذكور در باره چند طلبه حوزه جعفري(ع) است كه جرم مخوف آنان تنها درخواست سؤال از هاشمي رفسنجاني است. ...
اگر قرار است پس از ۱۶ سال حاكميت ويرانگر توسعه كه شيرازه اقتصاد در كشور از هم گسيخت، خويشاوند سالاري بيداد نمود، فساد اخلاقي در جامعه نهادينه شد. بيگانگان با خيال راحت چشم طمع به استقلال، اقتصاد دين و آئين ملت دوختند، طلاب حوزه علميه قم به جرم درخواست سؤال اينگونه بايد قلع و قمع شوند، وضع
منتظران پرسشگران و دردمندان از ديگر قشرهاي ملت چگونه خواهد بود؟»
" دیدید خواندن اینهمه دروغ و تهمت و اهانت در یک نوشته به خواندنش می ارزید؟"

سه شنبه 27 تير 1385- 18 جولاي 2006
آخوند ابطحی جونیور
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146307977

--------------------

"نکته آخر این که بدان ایدک الله فی الدارین که اصلاح طلبی یک خواست اجتماعی است … و آن ده میلیون نفری که به هاشمی رفسنجانی رای دادند، اینها پشتوانه بزرگ رفتار عقلانی جامعه ایران در سی سال گذشته اند …
.لطف روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد".

ا.ن آقای رفسنجونی
گویای ا .ن لاین
http://news.gooya.com/nabavi/archives/035516.php
------------------


شوما رو به خدا بی حوصلگی نکنید. دوباره از سر نو بخونید!

16 July 2006

رامین مولائی : "پايه های فلسفی" لزوم "اصلاحات" مظاهر نکبت بار "زیبا یی" !












چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –95




حیف و صد حیف!
اوضاع و احوال "اصلاحات" سیاسی عبادی ما متاسفانه به چنان پیسی افتاده، که حتی آخوند ابطحی جونیورهم دیگه "پايه های فلسفی" اظهار لحیه های ولینعمت عبا شو گولاتی خودشو قبول نداره!

الگزارش جونیور، به شیوه وصف الگفتگوی تمدن و الروز زن، نصف العیش:

"گفتگوی تمدن و روز زن:
"بعد از اينكه تعدادی از زنان سخنرانیهای واقعاً قابل توجه و مفيدی كردند كه ایكاش جايی منتشر شود، آقای خاتمی بحث مفصلی مبتنی بر پايه های فلسفی در مورد نوسازی سنت مطرح كرد كه خبر آن را خبرگزاریها نوشته اند. وی دفاع فانتزی از زن كه معمولاً توسط سياستمداران انجام میشود را رد كرد. حرف معروفی كه همه جا میگويند را هم گفت:
"<< وقتی در تبليغات خيابانی و يا تلويزيونی برای فروش و يا تبليغ اجناس در همه جای
دنيا از زن استفاده میكنند نشانه تحقير زنان است>>
" من البته اين حرف را قبول ندارم و معتقدم ناشی از نگاه جنسی به زنان است؛ زيرا زن مظهر زيبايی است و به اين علت كه زيبايی میتواند جاذبه ای ايجاد كند چنين میكنند. از اين حرفها كه بگذريم، معتقدم جنبش زنان در ايران مدافعان فعالی دارد و همه انديشمندان دلسوز كشور بايد برای رشد آن تلاش و كمک نمايند"!

۲۵ تير ۱٣٨۵ - ۱۶ ژوئيه ۲۰۰۶
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146307964

..................................................
جسارتا توصیه میشود، به این یک فقره عکس بهترین نمونه های "مظاهر زيبايی" نمايشگاه پوشش ملی اسلامي (در ام القرا) نگاهی بیندارید، شاید بتوانید ازخواص "تمدن" آخوندی وفواید "روز زن" آخوندی و دلایل اختلاف نظر سیاسی عبادی پرزیدنت سابق/اسبق آخوندی و مقام معاونت نمک نشناس آخوندی یک جوری سر در بیاورید.

لطفا نتایج حاصله را به آقای اکبرگنجی و طرفدارانش در سراسر دنیا اطلاع بدهید که به طوردسته جمعی در این باره هم برای مردم جهان یک خورده سخنرانی بفرمایند و ما هم دعا کنیم که بارقه فهم و شعور "انديشمندان دلسوز كشور" ما در سراسر جهان بدرخشد و همه جهانیان از چگونگی "پايه های فلسفی" اصلاحات "مظاهر" نکبت بار "زیبایی" بهرمند شوند.

14 July 2006

رامین مولائی:

متن کامل مصاحبه کاملا اختصاصی ......
با
حضرات منتظری (ها)،
سروش (ها)،
کدیور (ها)
و آقای اکبر گنحی!

چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –94

"جناب آقاي اکبر گنجي،
"اکنون در ديار غرب، همان جهاني که ما مي بايد با برخوردي منطقي و عقلاني، همه ي خوبي ها و بدي هايش را ببينيم، و شيوه هاي حقوق بشري را از آن بياموزيم، دفاع از حقوق اقليت هاي جنسي، از مهم ترين برنامه ها و اولويت هاي سازمان ها و نهادهاي اجتماعي و دولتي است.
"هر کس که مي خواهد در جهان غرب فعاليت سياسي نمايد، هر کس که تز و طرحي براي اصلاحات سياسي، و يا اجتماعي و فرهنگي در دست دارد، صريح و علني موضع خود را در قبال همجنس گرايان و ديگر اقليت هاي جنسي مشخص کرده، و اعلام مي کند.
ما، سازمان همجنس گرايان ايراني، خواستار آنيم که شما صريح و واضح، به دور از هر لفافه گويي و کلي نگري، موضع خود را در قبال همجنس گرايان بيان کنيد.
پرسش اصلي ما اين نيست که شما موافق اعدام همجنس گرايان هستيد و يا مخالف آن؛ پرسش ما اينست که مشخصا نظر و موضع شما در مورد همجنس گرايي، به عنوان يک گرايش جنسي عاشقانه ي درصد قابل توجهي از افراد بشر، چيست؟ آيا بجز شيوه ي دگرجنس گرايي، شيوه ي ديگري از ارتباط عاشقانه و جنسي، همچون شيوه و هستن همجنس گرايانه را به رسميت مي شناسيد؟"
"اين پرسشي است که هر فعال سياسي و فرهنگي و اجتماعي، کوشنده ي راه آرمان هاي دموکراسي، چاره اي جز دادن پاسخ صريح و روشن به آن ندارد".


اطلاعيه ها - پرسش سازمان همجنس گرايان ايراني از اکبر گنجي
http://bayan-ieh.blogspot.com/2006/07/blog-post_115288543386806288.html

......................................................

اکبر گنجی:
"در درجه اول بعنوان یک فعال مدنی ترجیح دادم با روشنفکران دیدار داشته باشم اما این مانع از مذاکره با دولتمردان جهان نیست. اگر جنبش ما رهبری داشت قاعدتا رهبر جنبش با دولت های خارجی باید مذاکره کند. اما من صرفا روزنامه نگارم و نمایندگی از کسی، جایی یا گروهی ندارم و حرفهایی که می زنم حرفهای اکبر گنجی است...
"غرب … باید صدای مسلمان دموکرات ایرانی را بشنود. صدای آیت الله منتظری، صدای عبدالکریم سروش ها، محسن کدیور (ها)" !

رادبو فردا
http://www.radiofarda.com/iran_article/2006/7/dce423dc-a7e1-4daa-9063-a434adcd579e.html

10 July 2006

رامین مولائی: "ترجمه فیزیکال" شعارهای حقوق بشری نما-"دین" تبعید

چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –93

ابن موضوع که چرا خانمها و آقایان مسئول ستاد روابط عمومی مخترع منشور وطنی حقوق بشر برنامه اعتصاب غدای نما-"دین" بسیار جالب “تبعیدبان” را (به عنوان مثال) شامل حال "آزاد" شدن آخوند ابطحی (متخصص شماره یک دیالوگ با ارواح و اجنه و از ما بهترون) نفرموده اند و لازم نمی بینند از این زتدانی بلاتکلیف "عقیدتی" اسمی ببرند، به ما ربطی ندارد. اما امید است که حضرات با خبر شده باشتد که آخوند ابطحی جونیور (مشاور "پارلمانی" مردی با عبای شوکولاتی و "آقا زاده" آخوند ابطحی تازه به زندان رفته سینیور) برای اولین بار در عمرش چند کلمه حرف حساب زده است، که علی الخصوص به درد حل و فصل امورات مربوط به اعتصاب غدا در "تبعید" هم میخورد؛ اعم از این که ستاد روابط عمومی گشت و گدار در دنیا و اعتصاب در "تبعید" دلواپس "آزاد" شدن نوظهورترین "زندانی عقیدنی" مملکتمان (آخوند ابطحی سینیور بخت برگشته ) باشد یا نباشد:

"ترجمه رمز و رازها: در ادیان، اصولی هستند که با رمز و راز آمده اند. همان راز
آلودگی آن می تواند هدف معنوی ادیان را تأمین کند. اگر آنها ترجمه فیزیکال شوند و
به عدد و رقم تبدیل شوند، نه تنها معنویتی ایجاد نمی کند، بلکه فاصله ها را با جوهر
ادیان بیشتر می کند...اگر این موارد ترجمه فیزیکی شود و با متر های این جهان اندازه
گیری شود آنقدر ابهام و تردید ایجاد می کند که نه تنها امکان پاسخگویی به آنها نیست
بلکه به دوری از خدا و آموزه های دینی منجر می گردد. شیفتگان کم عمق و مخالفان جدی
ادیان همواره به ترجمه این رمز و رازها می پردازند و هر دوی آنها در دور کردن بشریت
از معنویت همکار و مدد رسان هستند"!

آخوند ابطحی جونیور
۱۷ تير
۱۳۸۵ - - ۸ جولاى ۲۰۰۶
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146307252
…….…………………………

به طوری که ملاحظه می کنید آخوند ابطحی جونیور زده است به سیم آخر تا به طور مختصر و مفید و به زبون آدمیزاد به ما حالی کند، که به عنوان مثال میتوانیم مجلس خبرگان را سوت کنیم به آنجا که عرب نی می اندازد و اصلا لزوم ندارد یک گله آخوند "انتخاب" کنیم، تا لوایح مصوبه "قوه مقننه" را دونه به دونه سبک و سنگین کنند، که آیا "جوهر" این مصوبات "ادیانی" هست یا "ادیانی" نبست؟ چرا که این جور چیزها و علی الخصوص "راز آلودگی" مجمع "تشخیص مصلحت" دست آخر به "دوری از خدا و آموزه های دینی" منجر می گردد!

نکته ای که برایمان لاینحل میماند، همانا "ترجمه فیزیکال" وجود منحوس مقام معظم رهبری است. بدبیاری ما (اعم ار این که اعتصابی باشیم یا نباشیم ) از اینجا شروع میشود که معروقترین همپالکی مخترع منشور وطنی حقوق بشر (با به زعم شخص شخیص مخترع منشور: برنده "اصلی!" قلم طلایی) برایمان خط و تشون کشیده است، که باید همینطور منتظر بمانیم تا انشالله معجزی روی دهد و آخوند معظمی ظهور کند که به مقام ولایت فقیه حکومت "مشروطه" آراسته شده به تاج ملکه انگلیس اکتفا بفرماید!

بااین اوضاع و احوال، مستحب است که به خاطر "جوهر" این قبیل مشروطیت "راز آلود" و پوچ دنیوی، بی خودی "منشور حقوق بشر" را از سر نو اختراع نکنیم و اعتصاب غذای ان چنانی راه نیندازیم. مستحب است به امید آزاد شدن جناب آخوند ابطحی سینیور و هزاران زندانی عقیدتی دیگرمیهنمان ( اعم از این که اسمشان را میدانیم یا نمیخواهیم بدانیم) محترمانه (و صد البته فقط به طور نما-"دین") شعار بدهیم: "ما تو رو قربون، گنجی جون، حیف نون، حیف نون"!

08 July 2006

شکایتنامه اصلاحات طلبکارانه "آماده" شده برای دومین "کنفرانس" برلین

چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" – 92
..........................................

"بالاخره پس از پرس و چوی فراوان، تلفن‌های مکرر و بی‌نتیجه، بالا و پایین کردن قسمت‌های مختلف بخش کتاب وزارت فخیمه‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی، در مورد روشن شدن تکلیف کتاب "باغ فردوس" … به منشی مربوطه که به دلیل داشتن جلسات دائمی یا عدم حضور مسول مربوطه (آقای حمیدزاده) در دفتر، همواره ناگزیر از صحبت با ایشان بودم، گفتم از صبر افراد بیش از حد سوء استفاده نکنید. گفتم نامه‌ای آماده کرده‌ام و اگر تا پایان وقت اداری تکلیف کتاب روشن نشود، برای خبرگزاریها و روزنامه‌ها ارسال می‌کنم و از آنچه در حوزه‌ی نشر و کتاب بر ناشر و مترجم و نویسنده در شهر مهرورزان می‌رود، خواهم گفت"!

جمیله کدیور "نماینده" محترمه پارلمان و زنان ایران در "کنفرانس" برلین

تير ۱٣٨۵ - ژوئيه ۲۰۰۶
http://kadivar.maktoub.ir/archives/2006/06/28/609.php
........................................................

:دارالترجمه زبان "رسانه ای" یاجوج و ماجوج

به منشی مربوطه مسول مربوطه اخطار می شود که ما برای اتگور انقلاب نکرده ایم وحق مسلم ماس حق مسلم ماس؛ به همین دلیل هم به "نماینده" محترمه پارلمان و زنان ایران در "کنفرانس" برلین توصبه میکنیم انقدر از صبر افراد بیش از حد سوء استفاده نکند و نامه‌ای" را که " آماده" کرده‌است، هر چه زودتر به این دارالترجمه بفرستد، تا ما هم مثل منشی مربوطه مسول مربوطه به حق مسلم خودمان برسیم و بدانیم به ناشران و مترجمان و نویسندگان و چه و چه و چه و پررو "چه" میگذرد!


04 July 2006

به پرویز هراتی نژاد





-قاب عکس-

- رامین مولائی -






قاب عکسی است مرا از وطنم
خون الود،
بشکسته،
خالی مانده از تصویر،
به مسیر شب و روز آویزان
.........................................هول انگیز!


هر شب و هر روز
دهشت خیز
میدرخشد ماه این یلدا
میدمد خورشید
بی فردا
منعکس
در قطره ای لبریز از طوفان
تا ببارد باز این زنجیر
از خم مژگان
.................. در سکوت قاب !

02 July 2006

ائتلاف دکتر مصدق و "روشنفکر"-ا.ن "مهاجر" برای "انتخاب" رفسنجونی!












چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" – 91
...................................................................................



روزگاری دکتر مصدق به همگنان خود که به او توصيه به احتياط می کردند که به مجلس نرو، مانند فلان و بهمان بيماری بهانه کن و در خانه بمان تا فتنه بگذرد، گفت جامعه عمری به سرباز حقوق می دهد تا يک روز تفنگ برگيرد و برای دفاع از کشور برود، سرباز که نمی تواند همان روز مرخصی بگيرد. روشنفکر 84 هم چهل سال بعد مرگ مصدق، صدای وی در گوش خود شنيد. و وارد صحنه شد. مهم ترين خصوصيت انتخابات نهم در همين بود. يک همصدائی نادر، يک ائتلاف پيش بينی نشده و هماهنگ نشده .
انتخابات سوم تير، به همين خصلت انتخاباتی ديگر شد. روشنفکرما بازی را نبرد!

حاج آقا بهنود برنده جایزه مدفوعاتی پنج تن آل عبای دیگر
" . وز" ا.ن لاین "مهاجرین"
يکشنبه ۱۱ تير ۱٣٨۵ - ۲ ژوئيه ۲۰۰۶
http://r0ozonline.com/05newspapers/016389.shtml


شرمسارم که بگویم در پس گفته های کسانی که امروز، در انتخاب میان احمدی نژاد و هاشمی، تحریم را انتخاب می کنند ... نوعی امید به شورش و انقلاب ... نهفته است

ا.ن آقای رفسنجونی
گویای ا.ن لاین
http://news.gooya.com/nabavi/archives/031790.php

01 July 2006

تلویزیون ماهواره ای هم براشون راه میاندازیم، با شعار: "بياييد شكلات مي دهيم"!



چشم انداز"حقوق" بشری "خودی ها" –90
...................................................................................

حجت الاسلام والمسلمين مهدي كروبي از شخصيت هاي برجسته انقلاب اسلامي و از ياران ديرين امام و رهبري است.
محصول يك گفت وگو با كروبي را و حتي مضمون آن را همواره از
پيش تا حدود زيادي مي توان حدس زد. ..

¤ امروز (روزي كه اين گفت وگو انجام شده)سوم تير» است
« و به نوعي سالگرد انتخابات نهم رياست جمهوري محسوب مي شود. شما
در سال گذشته يك روز بعد از انتخابات اعلام كرديد كه انتخابات سازماندهي شده بوده و
به نوعي نتيجه انتخابات را زير سئوال برديد. حال بفرمائيد كه سازمان دهي راي ميليونها ايراني
گروهي صورت گرفته بودكه به پاي صندوق هاي راي آمده بودند توسط چه نهاد، سازمان، تشكيلات يا
و در واقع استدلال شما براي اين اظهارات چه بود؟


-من از شما مي خواهم كه از اين سئوال عبور كنيد و بحث آنرا مطرح نكنيد بنده هرجايي هم كه رفته ام و اين سؤال را ازمن پرسيده اند به سرعت از آن عبور كرده ام....


.¤ اما عده اي در داخل و خارج مي خواهند از اين اظهارنظر شما بهره برداري سياسي
كنند و به نوعي نتيجه انتخابات را مخدوش جلوه دهند. برهمين اساس به اظهارات شما
استناد مي كنند، درحالي كه آقايان خاتمي و موسوي لاري كه از همفكران شما و مجريان
رسمي انتخابات سوم تير بودند در همان زمان ها سلامت انتخابات را كاملا تاييد كردند.

- يك ضرب المثل هست كه مي گويد دختر كه مادرش خيلي از او تعريف كند براي پسرخاله اش خوب است، حالا شما هم توقع داريد آقاي خاتمي بيايد و بگويد انتخابات من بد بود، درحالي كه خود آقاي خاتمي مي داند كه آن انتخابات چگونه برگزار شد و چطور انتخاباتي بود.

¤ پس مي توانيم از اين بحث با اين نتيجه گيري خارج شويم كه شما انتقاد به آقاي خاتمي
و وزارت كشور داريد

- اينجور مرقوم بفرمائيد كه من وقتي انتخابات انجام شد اعتراض داشتم و براي آن اعتراضات هم استدلال دارم... بله من هم به دولت بيشتر ايراد دارم تا شوراي نگهبان، چون دولت مسئول اجرايي بوده است.

¤ شوراي نگهبان چه تخلفي داشته است؟

- شما هي داريد بحث مي كنيد و مي خواهيد مرا وارد بحث كنيد. من هم نمي خواهم وارد بحث شوم...

¤ شعار برجسته حضرتعالي در انتخابات نهم اين بود كه به هر ايراني 50 هزار تومان
مي دهيد. اين شعار با اقبال خوبي در ميان مردم استان هاي محروم كشور روبرو شد، مي
خواهيم بدانيم تفسير خود جنابعالي از ارتباط ميان اين شعار با رايي كه گرفتيد،
چيست؟

- سؤال خوبي را مطرح كرديد، اين شعار قطعا موجب كسب رأي شده و هيچگونه شكي در اين امر نيست. اما راي من اصلا راي به 50 هزار تومان نبود، بدون تعارف بگويم مردم به سابقه و آشنايي با من و خدماتي كه داشته ام راي داده اند و درواقع اين راي، راي علاقمندان به من بود، اگر راي محرومين به بنده به خاطر 50 هزار تومان بود پس چرا در سيستان و بلوچستان 70 هزار راي آوردم اما آقاي معين 480 هزار راي آورد، اما راي من عوامل گوناگوني هم داشت كه از جمله آن 50 هزار تومان حتما اثر داشته، در استان هاي غربي كشور هم تعصبات قومي در استان هاي لرستان، ايلام، كرمانشاه و كردستان موثر بود، اما اين را بگويم كارهايي كه عليه من صورت گرفت راي من را خراب كرد..... مثلا شيخ عليخاني، سعيد حجاريان و بهزاد نبوي كه با هم كارد و پنير و جن و بسم الله هستند عليه من همگي يك جور حرف مي زدند، حتي مرعشي هم از اين حرف ها مي زد و اين جماعت راه مي افتادند و اين حرف ها را مي زدند، يعني راي من را دوستان خود من خراب كردند.... حالا اگر من اين داستان هاي عجيب و غريب را براي شما بگويم نمي شود، اينها را گذاشته ام براي وقت خودش. حتي آنقدر نذر و نياز كردند كه من رأي نياورم، و خدا رحم كرد و در شرط بندي ها نگفتند اگر كروبي رأي بياورد من زنم را طلاق مي دهم! اما مي گفتند رأي بياورد 10ميليون مي دهم، سه روز چنين مي كنم، ريشم را مي تراشم و خلاصه هزاران نذر و نياز كردند و با اين حرف ها مي خواستند كاري كنند كه روحيه طرفداران من را خراب كنند و به مسئولان ستادم باورانده بودند كه من رأي نمي آورم. ببينيد اين تخريب هاي تخريب گران چكار كرد!؟

¤من هنوز جوابم را نگرفتم كه آن 50هزار تومان چقدر تأثير داشت؟


- در همان ايام تلويزيون از من پرسيد آيا اين 50هزارتومان تبليغاتي است براي رأي آوردن. گفتم خب پس به مردم چه بگويم، بگويم بيائيد به من رأي بدهيد تا شما را شفاعت كنم، من خودم كارم گير است آنجا.


¤از اصل سؤال دور نشويم، شما مي خواهيد بگوئيد رأي مردم به 50هزار تومان به
خاطر نيازشان بود... شما در اين مورد چه نظري داريد؟


- شعار 50 هزار تومان در راي اثر داشت اما چيزي كه بيشتر اثرگذار بود سوابق من بود.

. ¤ شما چه نقدي بر مجلس ششم وارد مي دانيد؟

- من خودم رئيس مجلس ششم بودم حالا بيايم آنرا نقد كنم، به ديگران نقد مي كنم چون دوستان خودمان ما را تخريب كردند. مثلاً ديدم آقاي معين آمده؛ خب، مقدمش مبارك يا آقايان هاشمي، مهرعليزاده و ... آمدند؛ مقدمشان مبارك، حداقل تخريب نكنيد و بگذاريد انتخابات طبيعي باشد، تخريب مي كردند...


- ¤ آقاي كروبي همين دوستاني كه شما فرموديد در جبهه اصلاحات خيلي فعال بودند
... و برخي از آنها حتي اعلام كردند كه ما بخشي از قانون اساسي را قبول نداريم و يا
خروج از حاكميت را مطرح مي كردند و بر روي كمك هاي خارجي حساب مي كردند؛ حال مردمي
كه به شما علاقمندند و شما را يكي از نيروهاي مدافع خط امام(ره) و از مبارزين واقعي
انقلاب مي دانند، دوست داشته اند كه شما هميشه مرز مشخصي با اين عناصر داشته باشيد
چون طبق فرموده خودتان به شما هم ضربه زده اند. الان شايد موقعيت خوبي باشد كه در
كيهان بفرمائيد تفكرات و مسائلي كه آنها مطرح مي كردند را اساسا چگونه مي بينيد؟


- در دسته بندي هاي سياسي من از اول اصطلاح چپ و خط امامي را داشتم ... بنده بر سر يك سري اصول پايبند بودم و آن اصول، اصل نظام، امام(ره)، ولايت فقيه، رهبري و قانون اساسي بوده است . چون اينها چيز مخفي نيست مطرح مي كنم، حالا مخفي هايش به جاي خود... پس بنابراين آنجايي كه معتقد بودم اصل نظام، امام، ولايت فقيه و قانون اساسي درخطر بوده دفاع كردم اما برداشت من از قانون اساسي برداشت آقاي مصباح يا آقاي جنتي و شما كيهاني ها نيست و آن را قبول ندارم، براي شما هم احترام خاصي قائلم و همه شما را حزب الهي مي دانم و آدم هاي خوبي هستيد.


¤ بحث ما برداشت نيست، بحث ما اين است كه آن دوستان مي گفتند بخشي از قانون
اساسي را قبول نداريم.


-من دارم درباره خودم مي گويم... من هميشه مرزبندي هاي خودم را حفظ كرده و چوبش را هم خورده ام و افتخار هم دراين قضيه مي كنم، ببينيد همچنان كه من از شما ايراد مي گيرم شما هم مي توانيد به من ايراد بگيريد.¤ اگر اينطور است چرا در مواردي سكوت كرديد؟- شما مي توانيد به من بگوئيد چرا در مواردي سكوت كرديد، در مواردي اشتباه كرديد، در مواردي تند رفتي... اما آن اصول اصلي را حفظ كرده ام، مثل شما كه آن اصول خودتان را حفظ مي كنيد... اصلاحاتي ها هم دو سه دسته بودند، يك گروه آنهايي بودند كه با ما بودند ... يك عده هم به دنبال ساختارشكني بودند و دسته ديگر هم حزب الله است كه وسيع و گسترده است.


¤ شما هم حزب الهي هستيد، شما كه خارج از حزب الله نيستيد؟


-بله من هم قطعاً حزب الهي ام، و اصولگرا هستم همچنان كه مقام معظم رهبري هم از اصلاح طلبي اصولگرايانه فرمودند.... حزب را تشكيل داديم براي همين موضوع و مرزبندي ها كاملا مشخص است تا ديگر دراين مخمصه نيفتيم. يعني ما اصولگرايي آقاي بهشتي، حزب الهي بودن آقاي مطهري، اصولگرايي امام و رهبري را قبول داريم و به آن پايبنديم.


¤ الان درحال نزديك شدن به ايام انتخابات خبرگان هستيم درميان جبهه اصلاحات،
بعضي ها معتقد به ائتلاف و اجماع هستند. بعضي ها هم معتقدند كه ديگر زمان ائتلاف و
اجماع گذشته و ديگر ائتلاف و اجماع جواب نمي دهد؛ با توجه به تجربه اي كه شما دراين
زمينه داريد ... اولا فكر مي كنيد آيا چنين اجماعي عملا مي تواند شكل بگيرند و
ثانيا موفق خواهد بود؟


- سه تا انتخابات انجام شد و اجماع شكل نگرفته حالا يك دفعه شكل بگيرد؟ ...


¤ ولي ظاهراً آقاي خاتمي دارند فضا را براي اجماع و ائتلاف هدايت مي كنند؟


-ميدان فعاليت باز است و هر كس مي تواند كار كند. در اين بحث نيست كه اگر آقاي خاتمي كار كند من ديگر كار نكنم يا اگر من كار كردم آقاي خاتمي كار نكند... حزب ما خودش ليست مي دهد هر كس صلاح دانست آن را تاييد مي كند و هر كس صلاح ندانست تأييد نمي كند... در ليست خبرگان از شر شما روشنفكران راحتيم- البته اين را شوخي مي كنم- يعني روشنفكران مدام ليست مي آورند شلوغ مي كنند تعداد زياد مي شود و مشكل مي شود خبرگان يك مجموعه روحاني است محدوديت هايي براي آن وجود دارد بالاخره اساس آن هم طبق قانون اساسي دراختيار خود خبرگان است كه آنها هم تصويب كردند در اختيار شوراي نگهبان باشد و حالا هم ما تمام تلاشمان اين است كه شوراي نگهبان نسبتا باز برخورد كند كه يك مجموعه خوبي وارد شود. الآن بي رغبتي وجود دارد واقعا متأسفانه وابستگان شوراي نگهبان حرف هايي مي زنند كه فضا را محدودتر هم مي كنند يعني به جاي اينكه حرف هايي بزنند كه افراد بيايند من اطلاع دارم حرف هايي مي زنند كه عده اي نمي آيند و اين به مصلحت نيست متأسفانه مثلا مي گويند اگر كسي يك نطق تنش زايي كرده باشد حتي اگر عضو هم باشد ديگر او را نمي گذارند. اينها را هم بايد بنويسي نكند حذف كني، ما بايد حرف هايي بزنيم كه بيايند. مثلا بگوييم بياييد، ما تلاش مي كنيم، گفت وگو مي كنيم، اينجا ]انتخابات خبرگان[ خيلي محل اختلاف نيست. اصلا اينقدر داوطلب نيست الآن بعضي از محترمين به من صريح گفته اند كه نمي آئيم بعضي از كساني كه از اول تا حالا در خبرگان بوده اند مي گويند ترديد داريم بيائيم.


¤ اين صحبت هاي شما بيانگر اين است كه شما به شوراي نگهبان انتقاد داريد درحالي
كه همانطور كه حضرتعالي فرموديد خود مجلس خبرگان بررسي صلاحيت كانديداهاي خبرگان را
به شوراي نگهبان واگذار كرده، آيا با توجه به اين مصوبه خبرگان باز هم بايد به
شوراي نگهبان انتقاد كرد؟



- اينها را بگذاريد من به موقعش درباره آنها صحبت مي كنم.... يك سلسله حرف هايي هست كه من به موقع خواهم گفت. من مي گويم از الآن نگوييم چنين و چنان مي كنيم، از الآن شمشير نشان ندهيم، به قول آقاي لاريجاني «شكلات» نشان دهيم (با خنده) بگوييم بياييد شكلات مي دهيم، نه اينكه از الآن شمشير نشان دهيم و هر كسي يكي چيزي گفته حذف مي شود اين يعني چه؟ من در بعضي از سايت ها ديدم كه هر كس يك چيزي گفته باشد فلان مي شود مگر من بايد يك چيزي بگويم كه شما خوشت بيايد.


¤ در نامه اي كه حضرتعالي به آيت الله جنتي مرقوم فرموديد به شوراي نگهبان خيلي
معترض بوديد در حالي كه شوراي نگهبان به قانون عمل كرده است.


- حالا صبر كنيد به موقعش حرف مي زنيم. فلسفه اش را مي گوييم كجاها تصميم گيري شد چه نوع تصميم گرفته شد به موقعش مي گويم حالا گفتنش بي خود است.


¤ شما گفتيد بعضي از اعضاي فعلي خبرگان معترضند و مي گويند كانديدا نمي شويم در
حالي كه كار طبق مصوبه خود خبرگان به شوراي نگهبان واگذار شده است.


- آنها كه اصلا اعتراض ندارند به اينكه چرا به شوراي نگهبان واگذار شده اند آنها خودشان عضو هستند.


¤ پس شما فقط معترضيد؟!


- ما معترضيم نه از اينكه چرا آنها ]شوراي نگهبان[ خلاف كرده اند، آنها خلاف نكرده اند، معترضيم چرا شوراي نگهبان بد برخورد مي كند حالا اين دفعه به خود خبرگان تذكر دوستانه مي دهم.

¤ پس شوراي نگهبان قانوني عمل مي كند؟



- بله، طبق تصويب خبرگان، شوراي نگهبان قانوني عمل مي كند ولي ما مي گوييم به حوزه هاي علميه بدهند امتحان هم بگيرند به مراجع بزرگ هم بدهند حالا مي گويند نه آقا ما مي خواهيم قانونمند باشد ما مي خواهيم مراجع را نجات دهيم پس به شوراي نگهبان مي دهيم ما هم در مقابل مي گوييم حالا كه به شوراي نگهبان مي دهيد پس به آن توصيه كنند كه مثلا ما دو نفر را هم ناظر بر كار شما مي گذاريم كه ببينند كار بررسي صلاحيت ها چگونه است آيا منطقي نيست؟ مگر مي شود كاري بي نظارت باشد هر كاري نظارت مي خواهد. من از بعضي آقاياني كه مسئول گرفتن امتحان بوده اند شنيده ام كه آنها مي گفتند ما به فلاني 3 داديم ولي شوراي نگهبان او را قبول كرده ولي فردي كه مثلا نمره 11 گرفته رد شده است. ولي در مجموع من همين الآن تأكيد مي كنم كه بنده طبق قانون اساسي معتقد به شوراي نگهبان هستم يعني معتقدم نهاد شوراي نگهبان نهاد خوبي است من بحثم بحث اجراست لذا به اين دوستانم كه گاهي گوشه و كنار در نطق ها راجع به قانون اساسي حرف مي زنند هم در خلوت و هم به صورت آشكار مي گويم چرا به قانون اشكال مي كنيد به اجرا اشكال كنيد. اصلا به نظر من شوراي نگهبان بايد حتما باشد و كارش را طبق قانون انجام دهد و در ابتداي انقلاب هم فكر كردند چه نهادي بهترين نظارت را انجام مي دهد بررسي كردند ديدند نهاد بسيار مقدس شوراي نگهبان مي تواند اين كار را انجام دهد من فقط در مورد نحوه عمل بحث دارم.

¤

شما بعد از انتخابات نهم از كليه مسئوليت هاي خود كناره گرفتيد و گفتيد مي خواهيد
با تشكيل حزب اعتماد ملي يك فعاليت سياسي جدي و واقعي انجام دهم. اما در جامعه بعضا
حرف و حديث ها و شبهاتي درباره منشا مالي حزب اعتماد و ساير فعاليت هاي شما اعم از
راه اندازي روزنامه و ماهواره وجود دارد. مردم واقعا مي دانند كه يك روحاني با
درآمد اندك نمي تواند از پس هزينه هاي سنگين راه اندازي حزب و روزنامه و ماهواره
برآيد. لطفا اگر ممكن است به طور شفاف بفرماييد منبع مالي حزب اعتماد ملي و ساير
فعاليت هاي شما از كجاست؟



- جواب من در دو سه بخش خواهد بود: نكته اول اين است كه اين فعاليت ها همانطور كه شما گفتيد حتما هزينه هايي هم دارد اما، ما عقيده داريم كه اينها درآمدهايي هم خواهد داشت و سودآور خواهد بود.افراد اهل نظر، روزنامه ها و ماهواره ها نظر مي دهند كه آقا اين فعاليت ها بالاخره درآمد هم خواهد داشت. البته ابتدا سرمايه مي خواهد و كار بي سرمايه فطير است. اما افراد صاحب نظر مي گويند بالاخره اين سرمايه سود مي دهد و روزنامه به خودكفايي مي رسد و سود هم مي دهد كه البته الان روزنامه اعتماد ملي چنين نيست. ماهواره را هم مي گويند خيلي زود به سود مي رسد كه اميدواريم اين چنين شود پس نكته اول سودآوري آن است. نكته دوم اين است كه وقتي يك كسي يك كاري مي كند حتما يك مجموعه دوستان، منابع، علاقمندان و طرفداراني دارد كه به صورت بلاعوض، قرض به او بدهند و ما هم از اين قضيه مستثني نبوده ايم يعني هم كمك بلاعوض و هم قرض جدي به ما داده شده است. وواقعا من همين جا به شما بگويم كه هيچ وقت در طول عمرم اين قدر فشار متحمل نشده ام در طول چند ماهي كه از زمان تشكيل حزب مي گذرد من فشار بسياري متحمل شده ام. مقروض شده ام، شرمنده شده ام ولي چون من عادت دارم وقتي يك چيزي مي گويم پايش بايستم لذا اينها را تحمل كردم ولي بهرحال كمك هايي شده و در عين حال مقروض هم هستيم ولي اميدهايي هم داريم حتي به دوستان گفته ام برويد بررسي كنيد ببينيد ما مي توانيم يك كار اقتصادي شفاف حلال انجام دهيم كه پولدار هم بشويم ولي از هيچ رانت و غيره استفاده نكنيم جمعي را مامور اين كار كرده ايم چون نمي توانيم با اين وضعيت ادامه حيات دهيم.آخرين نكته بنده هم در خصوص منابع مالي حزب اين است كه آنهايي كه بخشي از منابع مالي ما را تشكيل مي دهند حتما بدانيد من به شما و هيچ كس نمي گويم چون درجامعه ما امنيتي وجود ندارد كه ما چيزي به كسي بگوييم به خدا كسي مي خواسته پولي به ما بدهد قرضي هم مي خواسته بدهد ما گفتيم بريز به فلان حساب هر چقدر منتظر مانديم ديديم واريز نشده نگران شديم در نهايت ديديم پس از نيم ساعت سر و كله طرف پيدا شد گفت بفرماييد اين پول، من پول را به حساب نريختم چون ديدم اگر اين پول را به حساب فلاني بريزم خواهند گفت چرا اين پول را به حساب فلاني ريختي لذا خودم پول را آوردم.
شما با تشكيل حزب اعتماد ملي فرموديد كه بدنبال انجام فعاليت جدي سياسي هستم
سؤال اين است كه آيا انتخاب شما به عنوان دبيركل حزب براساس يك فرآيند دموكراتيك
درون حزب صورت گرفته و آيا شخص ديگري به غير از شما مي توانست دبيركل حزب اعتماد
ملي شود ؟

- عرض كنم من حزب تشكيل دادم و اين حزب هم بنده را به عنوان دبير انتخاب كرد.



¤ آقاي كروبي شما چهره اي هستيد كه همواره بر پيروي از خط امام تاكيد داشته ايد
در سالهاي اخير عده اي با سوءاستفاده از نام خط امام به مناصبي رسيدند ولي در عمل
به خط امام متعهد نبودند تعريف شما از خط امام چيست؟


- اينكه از امام يا خط امام سوءاستفاده شده يا مي شود چيز خيلي مستبعدي نيست. .. خود من هم كه مي گويم خط امامي هستم واقعاً آن امامي كه من مي شناسم بدون تعارف و بدون شكست نفسي احساس شرمساري مي كنم چون احساس مي كنم فاصله زيادي با كارهاي امام و خط ايشان دارم. اما من خط امام را در تفكر، انديشه و سيره امام مي دانم سيره امام مربوط به زمان زياد دوري نيست ايشان در بين ما بوده و ما اعمال و رفتار و گفتار ايشان را ديده ايم زندگي شخصي امام نحوه برخوردشان با قانون و اينكه از حكومت هيچ چيزي نمي خواست را ديده ايم ايشان اساساً بدنبال حاكميت اسلام از طريق رأي مردم بود.


¤ توصيه شما به كساني كه از خط امام سوءاستفاده مي كنند و احتمالاً نام اصلاح
طلب را هم روي خودشان مي گذارند، چيست؟


- توصيه من به كل افرادي كه سوءاستفاده مي كنند اعم از كساني كه به نام اصلاحات سوءاستفاده مي كنند يا به نام ارزش ها، كه البته قبل از آنها به خودم توصيه مي كنم كه اين كار را نكنيم چون اين ظلم و ستم است. چرا ظلم است براي اينكه من امام را ديدم شما عزيزان هم امام را ديده ايد پس هركاري كه به نام اصلاحات يا ارزشها در جهت خلاف راه واقعي امام انجام دهيم نتيجه نخواهيم گرفت از سوي ديگر نسلي هم درحال رشد است كه امام و كارهاي ايشان را نديده است اعمال امام را خبر ندارد ممكن است بخش مهمي از شكل گيري فكرش درباره امام از عملكرد ما شكل بگيرد كه اين بزرگترين ظلم به امام است اگر ما بد عمل كنيم.


¤ آينده اصلاحات را چگونه پيش بيني مي كنيد؟


- جامعه ما مسلماً اصلاحات مي خواهد اصلاحات مسلماً پيش مي رود و موفق است منتها اصلاحات در چارچوب امام و قانون اساسي .


¤ بالاخره آينده اصلاحات با گروه هايي كه فعلاً به نام اصلاح طلب فعاليت مي
كنند، پيوند خورده است.


- ما بدون اينكه با كسي درگيري و مخالفتي داشته باشيم اصلاحات را در چارچوب همان قانون اساسي، آرمان هاي امام و همان ديدگاهي كه هم با ما صحبت شده و هم با ما مخالفت شده ادامه مي دهيم.


¤ شما به رفتار برخي گروه هاي اصلاح طلب انتقاد داشته ايد آيا معتقديد اين
گروهها اگر بر همان اساس حركت كنند، موفق مي شوند؟


- خير، من معتقدم اگر بر آن اساس حركت كنند موفق نمي شوند ... حرف هايي هم كه مي زنند نشان مي دهد كه خيلي تعديل شده اند در مقالات و گفته هايشان كه اين روزها در روزنامه ها چاپ مي شود اين مسئله به خوبي مشخص است كه مثلاً مي گويند چه كسي گفته "عبور از قانون اساسي"؟ هركسي گفته بي خود گفته است. كي گفته "ساختارشكني"؟ اصلاً آنها كه اينها را گفته اند ماها نبوديم.


¤ جناب آقاي كروبي، ممنونيم از زحمتي كه متقبل شديد. ما را به خاطر مزاحمتي كه
ايجاد كرديم خواهيد بخشيد.

سین جیم كيهان بازجوی عزیز ام القرا
با حجت الاسلام والمسلمين كروبي رهبر حزب "اعتماد" پنجاه هزار تومانی "ملٌی"
شنبه تير 1385- 5 - اول جولای 2006-
http://www.kayhannews.ir/850410/12.htm#other1200

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

Subscribe to Posts [Atom]


نمایه ها و فهرست وب ایرانی

فارسی یاب وبلاگها و سایتها

لیست وبلاگهای ایرانیان در حهان

لینکستان

دایرکتوری اینترنت ایران

بهنویس Behnevis
فهرست وب سایت های ایرانی

Powered by Blogger

 

Subscribe to
Posts [Atom]

 
 

recently
Archives

public liability insurance uk

Get Free Shots from Snap.com