31 August 2007
اين سو و آن سوی "دوربينهای سهگانه" مورچه های ب بسم ال لای اصلاحات (!) اصول شماره 1 و 2 و3 و4 و5 و27 و110 و چه و چه قانون (!) اساسی جمهوری (!) آخوندی

در قرآن هر قصه که بیان میشود، این سه دوربین در حرکت است؛ دانای کل که خدای قصهگوست، زبان هشدار، و صورت مثالی.
داستان قوم لوط
آنگاه شتر را پی کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند: ای صالح اگر از پیامبرانی آنچه از عذاب به ما وعده میدهی بر سر ما بياور. آنگاه زلزله ایشان را فرو گرفت و در خانهشان از پا در آمدند. صالح از آنان رویگردان شد و گفت ای قوم من بهراستی که پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم ولی شما خیرخواهان و اندرزگویان را دوست ندارید.
و لوط را به پیامبری فرستادیم که به قومش میگفت آیا عمل ناشایستی را مرتکب میشوید که هیچکس از جهانیان در آن از شما پیشدستی نکرده است؟
شما از شهوت با مردان به جای زنان میآمیزید. آری شما قومی تجاوزکار هستید. و پاسخ قوم او جز این نبود که میگفتند آنان را از شهرتان برانید که ایشان مردمانی منزه طلب هستند. آنگاه او و خانودهاش را نجات دادیم مگر زنش را که از واپسماندگان بود. و بر آنان بارانی از سنگ باراندیم. بنگر که سرانجام گناهکاران چگونه بود" !
اين سو و آن سوی متن / رادیو " . . ز . نه"
http://www.radiozamaneh.org/maroufi/2007/08/post_53.html
تاریخ انتشار: 22 مرداد 1386
...........................
"شاید آیتالله صانعی، یکی از خبرسازترین روحانیانی باشد که نظرات و ایدههای جدید و خاصی در مورد حقوق زنان و حقوق بشر دارد...
با این مرجع تقلید در مورد موضوعهای مختلف اجتماعی و مذهبی گفتگو کردم. آن چه میخوانید، بخشی از این گفتگو است:
* این روزها نوعی «دین گریزی» در بین جوانان و قشرهای دانشگاهی احساس میشود. شما دلیل آن را در چه میدانید؟
- دو جور گریز وجود دارد. یک گریز، گریز دانشگاهی و دانشمندان است... یک گریز از دین هم برای افرادی است که ناآگاه هستند و فشار بهشان میآید و این فشارها سبب میشود که اینها تقصیر را به گردن دین بیندازند… امروز … هر روزش از روز قبلش دارد بهتر میشود. این نتیجه آگاهی آگاهان، دانشمندان، دانشگاهیان و توده مردم در خیابان و بازار است. الان ما میبینیم دو نفر، یکی آیتالله بجنوردی، یکی آیتالله محقق داماد، درباره «رجم» دارند یک حرفهایی را میزنند… برای من بسیار جای شکر است. اینک کار به جایی رسیده است که این بزرگان دارند این جور حرفها را میزنند ….
* نظر حضرت عالی راجع به بحث سنگسار و اتفاقی که اخیرا در تاکستان پیش آمد، چیست؟
- بنده مشکل «رجم» سنگسار و مشکل برخی از حدود دیگر را حل کردهام. دو تا راه حل به نظرم میآید: یک راه حل اینکه آیین دادرسیاش را همان جور بدانیم که مشهور به عین اذهاب است. یعنی چهار تا شاهد عادل، چه جوری ببینند، با چه خصوصیاتی ببینند، و یا چهار بار اقرار متهم از راه وجدان، وجدان دینی. نه اقرار از داخل زندان و از روی خوف و ترس، که این دو راه هیچ وقت محقق نمیشود… خواهید گفت خب وقتی این دو راه محقق نشد، این جرمها را چه کنیم؟ با این بیعفتیها و فساد که در یک جا به وجود میآید، چه کنیم؟ پاسخش این است که محقق قمی فرموده است، ما هم عقیدهمان همین است، تعزیرش کنند، تنبیهش کنند. سه تا شاهد آمد، دو تا شاهد آمد، تنبیهش کنند… بنا بر حرف میرزای قمی قدس سره که اصلاً این حدود مال زمان حضور امام معصوم است، عمل شود. در زمان غیبت فقط باید تنبیه و مجازات کرد...
* حاج آقا با این شرایط فکر میکنم در حال حاضر نمیشود دیگر کسی را سنگسار کرد. نه؟
به نظر بنده اگر بخواهند قانون را در آینده اصلاح کنند، میتوانند این نظر را در قانون بیاورند. یکی آن فتوای مشهور و یکی هم فتوای میرزای قمی است که هر کدامش را بخواهند میتوانند بیاورند، بعد میشود مصوبه مجلس منطبق با موازین. اگر شورای محترم نگهبان هم رد کند، آقای هاشمی (خدا حفظش کند) آنجا نشسته است و تصویب میکند.
* در زمانی که شما در دستگاه قضایی کشور کار میکردید، آیا در زیرمجموعه شما سنگسار هم اجرا شده است یا نه؟
- یادم نمیآید. ظاهراً نبوده، نه! یادم نمیآید. من یادم نمیآید"!
گفتوگو / رادیو " . . ز . نه"
http://www.radiozamaneh.org/ardavan/2007/08/post_34.html
تاریخ انتشار: 1 شهریور 1385
.......................
در بخش نخست گفتوگو... با آیتالله صانعی، در مورد دینگریزی جوانها و سنگسار صحبت کردم.
در بخش دوم مصاحبه با این مرجع تقلید و دادستان اسبق کل کشور در مورد مجازات اسلامی، بخصوص اعدام و قصاص :
* نظر شما در مورد اعدام تعدادی از افراد تحت عنوان «اراذل و اوباش» چیست؟
- اگرچه این افراط و تفریط است که کل این اراذل و اوباش را باید اعدام کرد... اصل بر این است که اینها به نظر من کارشان درست بوده… اراذل و اوباشی که بعضیهایشان در کوچهها و خیابانها فساد میآفریدند، واقعا مستحق مجازات بودند…
* در بحث «طرح امنیت اجتماعی» هم ما با یکسری مسایل روبهرو هستیم. مثلا در شیوهی لباسپوشیدن یا حدود پوشش شرعی...
= اگر کسی اشکال دارد باید در دیوان عدالت طرح اشکال کند. ما و شما توی این قضایا نباید وارد بشویم… میگویند برخورد با یک لباسی که فساد میآفریند. خب این عنوان کلیاش که درست است. این عنوان کلیاش که گیر ندارد. اما آیا منطبق است؟ این را باید خودشان و شورای نگهبان بداند… ما چه هستیم؟ مورچه چی هست که فشار خونش باشد. شما تازه چه هستید که فشارخونتان باشد…" !
گفتوگو / رادیو " . . ز . نه"
http://www.radiozamaneh.org/ardavan/2007/08/post_35.html
انتشار: 4 شهریور 1386
26 آگوست 2007
Subscribe to Posts [Atom]