31 March 2007

سالگرد یک روز "خیلی خاطره انگیز" که به جمهوری آخوندی "رای" دادیم تا "علاقه مند بشیم" مثل مردم دنیا آرامش وپیشرفت را به جای ترس و وحشت "تجربه" کنیم !

حود آموز زبان یاجوج و ماجوج (14)



"روزی که رای به جمهوری اسلامی دادیم:
فردا سالروز رسمیت یافتن جمهوری اسلامی است. … این روز خیلی خاطره انگیز است.
امروز با گذشت نزدیک به سه دهه از آن روز خیلی از آن آرمانها البته تحقق نیافته است.
خیلی از دلسوزان اولیه انقلاب بیش از همیشه نگران و پر دلهره هستند…
آنها که دلشان برای ایران و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی میسوزد… علاقمندند که … مثل همه ی مردم دنیا صدای آرامش و زندگی وپیشرفت را به جای صدای ترس و وحشت تجربه کنند" !

آخوند ابطحی جونیور (به زعم خودش: توپولی)
شنبه ۱۱ فروردين ۱٣٨۶ - ٣۱ مارس ۲۰۰۷
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308631

26 March 2007

حود آموز زبان یاجوج و ماجوج (13)



"در اوایل انقلاب سفری به پاکستان داشتم. آنجا در یک گردهم آیی، چند نفر از علمای پاکستانی از ما انتقاد کردند: «هر وقت بتوانید زن های تان را با حجاب کنید، آن موقع انقلاب تان به راستی اسلامی خواهد شد» همین تفکر در ایران نیز به شکل دیگری بیان می شد: «جامعه اسلامی جامعه ای است که در آن زنان حجاب خود را رعایت کنند.» بر اساس چنین دیدگاهی انگار در یک جامعه اسلامی مسایلی همچون اختلاس، رشوه خواری، نقض حقوق شهروندی، جنایت به اندازه پوشش زنان مهم و حساس محسوب نمی شوند… بنابر اصل 115 قانون اساسی ایران، کاندیداهای ریاست جمهوری باید جزو "رجال" دینی و سیاسی باشند. بر اساس بررسی هایی که انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم که در این مورد معنی کردن تعبیر رجال به معادل فارسی «مرد»، تفسیر اشتباهی است" !

اعظم طالقانی
کانون زنان ایرانی
3 فروردين 1386- 23 مارس 2007
http://irwomen.net/first.php?id=291

..............................

"همین‌جاست که می‌گویم اگر گیوتین تهدید امنیتی آمریکا از بالای سر جمهوری اسلامی کنار برود، تحمل جمهوری اسلامی در تمام زمینه‌ها بالاتر خواهد رفت و فضا برای تمام فعالان دموکراسی و حقوق بشر و جامعه‌ی مدنی بازتر خواهد شد... یکی از استدلال‌های من برای دفاع از توانایی ایران برای تولید سلاح اتمی در همین جا ریشه دارد"!

سردبیر خودش
5 فروردين 1386- 25 مارس 2007
http://i.hoder.com/archives/2007/03/070325_015890.shtm

22 March 2007

کارزار آزادی بهروز جاوید تهرانی



تبریکات بی شائبه!


" تبریکات بی شائیه " جسارتا "تجدید انتشار" می یابد... برای "کودکان و نو جوانان مراحل آغاز بهارآزادی"... و برای آنها که در آن روزگاران اصلا به دنیا نیامده بودند تا از مزایا و ثمرات "انقلاب شکوهمند ما" بهرمند شوند!
این آخرین بخش از یک "سریال نیمه مستند و آموزئده" در اولین هفته اسفند 1357 (هفت هشت روز بعد از آغاز دوران "آزادی") در مجلٌه فردوسی منتشر شد، که مطالبش با حروف 10 نازک چاپ میشد و سردبیرش و دوست ارجمندم عباس پهلوان به هر دلیل لازم دید "اپیلوگ" عرایض ناقابل بنده را با حروف 12 سیاه به استحضار خوانندگان برساند !

رامین مولائی



- استدعا دارم بفرمایید قربان. آهای پسر چائی بیار. تازه دم!

- بعله... یک آگهی دارم که می خواهم بلافاصله قبل یا بعد از اخبار پخش شود. یک گوینده مرد باید این مطالب را بخواند. تند تند نباید بخواند. با حالت باید بخواند. معمولی و طبیعی. عربده نکشد. از آن حقه هایی هم که صدا مثل انکرالاصوات توی حمام می پیچد نباید قاطیش کنید!

- اطاعت قربان. باور بفرمایید که روح تازه ای به کالبد دلخسته و بی حوصله ما دمیدید. ما یک همچو مشتری فهیمی مثل جنابعالی را به روی چشممان جا می دهیم. دیگران قربان مثل جنابعالی نیستند قربان. درست برعکس این چیزهایی را که فرمودید متوقع هستند. هر چه نصیحتشان می کنیم به خرجشان نمی رود. لطفا متن آگهی را مرحمت بفرمایید.

- بفرمایید!... باید خیلی طبیعی بخواند. غلٌو نکند. احساسات آبکی به خرج ندهد. قبلا هم این چهار تا خط را از حفظ یاد بگیرد. دقه به دقه به کاعذ نگاه نکند. علی الخصوص پلکهایش را مرتب به هم نزند.

- با عرض معذرت قربان... خیر خواهانه عرض می کنم قربان... بنا بر تجربیات عرض می کنم قربان ... مجبوریم به طور بفهمی نفهمی و ناچیز بعضی کلمات را ... این تشبیه "مالک اشتر" را... عوض کنیم... ملاحظه بفرمایید!... این کاتالوگ ما به سر فصل عرض تبریک بی شائبه و ابراز ارادت به مقامات عالی اختصاص دارد... به عنوان مثال، فقط به عنوان مثال عرض می کنم، می توانیم تبریکمان را این طوری شروع کنیم: " صدارت مسندا"......"ایا صاحبقدرت عظیمشوکتا"... یا ..."ای من بعد از این تا ابدالدهر ولی نعمتا"... جنابعالی یک قدری بی لطفی فرموده اید... حتی عنوان نخست وزیری جناب آقای نخست وزیر را هم جا انداخته اید!... باور بفرمایید قربان... این قضیه "مالک اشتر" اصلا و ابدا خوبیت ندارد!... ایشان نخست وزیر مملکت تشریف دارند... وزیر دام پروری که نیستند!... تازه... مقام عالی وزارت دام پروری هم از لقب "مالک اشتر" انبساط خاطر پیدا نمی کنند قربان! ... مطابق آمار... سر فصل های شماره 103 تا 434 این کاتالوگ به افرادی که از چاکران رژیم سابق به حساب می آمدند و به عرض تبریک صمیمانه به رژیم جدید احتیاج مبرم پیدا کرده اند قابل توصیه است... سر فصل های 435 تا 627 این کاتالوگ ...

- مثل این که جنابعالی از اوضاع و احوال با خبر نیستید! این کاتالوگ قدیمی...

- اختیار دارید قربان!... قدیمی؟... بی لطفی می فرمایید قربان!.... کاملا بی لطفی می فرمایید!...ده ها نویسنده، گرافیست، فیلم بردار و آسیستان فیلم بردار طراز اول انقلابی با ما همکاری می فرمایند قربان. یازده تا کارگردان انقلابی داریم. سی گوینده انقلابی. پانزده تا...

- اما این کاتالوگ...

- مرکب چاپ این کاتالوگ هنوز خشک نشده است قربان! ملاحظه بفرمایید... ئوک انگشت بنده... اجٌی... و جٌی... لاترجٌی... آ آ آ آ ... قرمز شد!

- اما این کاتالوگ نظر مرا بر آورد نمی کند. بنده می خواهم به شیوه خاص و غیر متعارفی...

- کاملا ملتفت هستم قربان. یک شیوه غیر متعارف. ابداعی. ابتکاری. من در آوردی، اما جالب و پر نتیجه و موثر و بی برو برگرد!... بنده کاملا گوشی دستم است. ما از این دلالهای بساز و بفروش نیستیم که هر چیز الکی را پخش کنیم. ما به شیوه علمی لازم می بینیم از موفقیت سفارش دهنده آگهی لذت عظیم معنوی و اجر آخروی ببریم. منظورم این است که اگر جنابعالی ... سابقه ای... رابطه ای... چیزی ... متوجه هستید قربان؟... حشر و نشری با جناب آقای نخست وزیرداشته اید ... که مسلما دارید... ... برای ما باعث افتخار است که با تمام تجربیات و دانش و بینشمان به حضرتعالی و به مملکت خدمت کنیم ... ما باید جناب آقای نخست وزیر را نمک گیر کنیم و جنابعالی هم باید ابراز لطف بفرمایید و... مثلا... به عنوان مثال عرض میکنم... مسئولیت وزارت باستانشناسی را به عهده بگیرید!

-اما بنده ابدا دوست ندارم وزیر باستا نشناسی بشوم!

- وزارت کل موزه ها چطور است قربان؟ بنده اخیرا در تلویزیون تماشا کردم که از اداره کل موزه ها ضمن اگهی تبریک خبر داده اند که می خواهند من بعد از این توی تمام قفسه ها ی موزه ها گل میخک قرمز بگذارند!... این کار مهم مسلما وزیر لازم دارد و جنابعالی باید نسبت به مام میهن انجام وظیفه بفرمایید قربان، به پاس دوستی با جناب آقای نخست وزیر...

- بنده آنطورها که جنابعالی خیال می کنید با اقای نخست وزیر... یعنی منظورم این است که البته آغاز رابطه ما بر می گردد به دوران طفولیت، ولی متاسفانه...

- چه بهتر قربان! صمیمی ترین و پایدارترین روابط انسانی بین دو یار دبستانی نطقه می بندد. هیچ طوفانی، هیچ زمین لرزه ای نیست که ریشه این قبیل دوستی های بی شائبه را از جا بکند. همکلاسی بودن حضرتعالی با جناب آقای نخست وزیر رابطه ای است که در مقابل بمب اتم هم مقاومت می کند قربان !

- ما با هم همکلاس نبودیم. هم مدرسه ای هم نبودیم. همسایه هم نبودیم.

- همشهری چطور؟

- بنده از بچگی عاشق باستانشناسی بودم. با هیچکی اخت نمی گرقتم. به محض این که مجال پیدا می کردم به خیال خودم لابلای فلوه سنگهای ته جوی آب سرتا سر محلٌه دنبال آثار باستانی می گشتم...

- ماشالله قربان. هزار ماشالله قربان! ما باید این سابقه را ...

- متاسفانه هیچوقت چیزی پیدا نکردم. آقای نخست وزیر آن موقع دوتا کوچه بالاتر منزل داشتند. یک دفعه آمدند جلو تا دم جوب و پرسیدند "چیزی گم کرده ای؟" گفتم " به تو چه!" ... تفریبا یک همچو سوال و جوابی بین ما رد و بدل شد...

- چه حافظه ای دارید قربان! چه حافظه ای! کتکشان که نزدید؟

- بدم نمی آمد که این کار را می کردم. امٌا جز این دوسه کلمه که به خاطرم مانده است... برخوردی با هم نداشتیم.

- بسیار عالی است قربان! از این بهتر نمیشود. حالا ما هم ضمن یک عرض تبریک شسته و رفته و مطابق اصول علمی تبلیغات و روابط عمومی فرنگی، به جناب آقای نخست وزیر یاد آور می شویم چه حق بزرگی به گردن ایشان دارید!

- چه حقی ؟

- انقدر شکسته نفسی نفرمایید قربان! همین حماسه انسانی که با نهایت جوانمردی از زور بازویتان کمک نگرقتید و به یک "به توچه" مفید و مختصر و شیرین اکتفا فرمودید، این خیلی مهم است قربان!.. اگر به ایشان حمله ور می شدید...

- اگر بنده جرات نکردم حمله ور شوم، به دلیل این بود که ایشان یک سر و گردن از بنده بزرگتر بودند. بعلاوه باغبان باشی ایشان هم همراهشان بود با یک قیچی باغبانی به این گنده گی !

- خدا را شکر قربان که عاقل تشریف داشتید. تمام نوابغ دنیا از بچکی عقل کل تشریف دارند قربان!

- امٌا بر گردیم سر آگهی تبریک. بنده میخواهم آقای نخست وزیر را "مالک اشتر زمان" خطاب کنم!

- بنده قربان متوجه نمیشوم... اصلا متوجه ...

- ایشان متوجه میشوند، همین کافیست! بنده میخواهم به این وسیله به اطلاعشان برسانم که ما ... یعنی بنده و افراد خانواده بنده ... انتظار نداریم که مملکت مثل اسب تازی به شتاب به جلو برود. مسلٌم است که باید اول قاچ زین را محکم بگیریم. محکم تر از محکم . آهسته و آهسته... اما شب و روز پیش برویم. البته یک اشاره ای هم دارم به شتر سواری و دولا دولا!... اما ایشان مسلما بهتر از هر کسی میدانند شتر را باید کجا بخوابانند که اوضاع شیر تو شیر و شتر گاو پلنگی نشود. همین!... این کاتالوگ جدیدتان را هم باید عوض کنید و گرنه ممکن است ورشکست بشوید!... چقدر باید بابت پخش این آگهی بپردازم؟

- اصلا قابلی ندارد قربان . برای جنابعالی مجٌانی است. ملاحظه بفرمایید قربان! بنده هشت سر عائله دارم. معاون بنده، دوازده سر. معاون معاون بنده، یازده سر. همین دوشیزه لاغر مردنی که جلوی در اطاق بنده ماشین نویسی میکند، دوسر. یعنی سر خودش و سر مادرش که همیشه درد میکند... از دیگر همکاران، دربان و راننده و انبار دار و... غیر ذالک که جماعت انبوه هنرمندان هستند، عرضی نمیکنم جز این که ماها جمعا سیصد و شصت و پنج سر هستیم قربان . سیصد و شصت و پنج میهن دوست متدین. منتهی زبان دوران ما بعد انقلاب را دقیقا نمیدانیم قربان. نمونه اش همین کاتالوگ است که به قیمت خون پدرمان تمام شده است و صٌنار ارزش ندارد قربان. بکلی منقلبمان میکند قربان!

- بعله. به نظر بنده باید فکری به حالش ...

- همین قربان! همین است که میفرمایید! به همین دلیل، بنده از درگاه فضل و کمال پر سخاوتتان استدعا دارم، عاجزانه استرحام میکنم ... جسارت بنده را پیشاپیش عفو بفرمایید... استدعای بنده اینست ...

- بنده کاره ای نیستم. با کسی رابطه ای ندارم. بنده یک با ستانشناس غیر اداری هستم و فقط با سنگ و کلوخ سر و کار دارم.

- جنابعالی قربان، مالک اشتر آژانس ما تشریف دارید! ولینعمت ما تشریف دارید!... استدعای عاجزانه بنده اینست که جسارت بنده را ندیده بگیرید قربان اگر استغاثه میکنم که مالک اشتر کاتالوگ آژانس ما هم بشوید!... با ما همکاری بفرمایید تا یک کاتالوک تبریکات تر و تمیز و مطابق نیاز جامعه تدوین کنیم!... اجازه میخواهم به نمایندگی سیصد و شصت و پنج تن همکاران و سربازان عزیزم به این وسیله به حضور حضرتعالی که مالک اشتر و جسم و جان و سرمایه و نان شب ما تشریف دارید، خیر مقدم و تهنیت و تبریک بی شائبه معروض کنم. استدعا دارم در این موقع حسٌاس و تاریخی، به عرضتان برسانم که چایی تان را میل بفرمایید قربان تا سرد نشود قربان و به دلتان بچسید قربان تا بتوانیم بلافاصله به رتق و فتق امورات این کاتالوک فکسنی و از هم گسیخته مشغول بشویم قربان... به سلامتی!



20 March 2007

کتک زده اند! ... از دوربین هم خجالت نکشیده اند!

دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج

..........

" این مقاله را تقدیم می کنم به شهرام جزایری ... شهرام جزایری را پس از دستگیری شدیدا کتک زده اند، چنانکه معلوم است از دوربین ها هم خجالت نکشیده اند… از نظر من شهرام جزایری یک قربانی است و ما ایرانیان و حکومتی که حاصل باورهای ماست، کسانی هستیم که جزایری را به مسلخ می بریم… وقتی شنیدم شهرام جزایری گریخته است از ته دل خوشحال شدم… من آرزو می کردم ای کاش جزایری توانسته بود خودش را به اروپا برساند، تا شخصا هر کمکی می توانستم برای فرار این مجرم انجام می دادم … شهرام فکر می کرد راز پول درآوردن را در ایران فهمیده است. او فهمیده بود که باید برای ماندن به دیگران نیز خیر رساند…وقتی دستگیر شد… تمام پولهایی را که داده بود، از عالی ترین مقامات کشور تا کوچکترین نمایندگان مجلس را لو داد… اما در این میان، فقط یک نفر بود که قربانی شد. او شهرام جزایری بود…از نظر ما انسان پولدار انسانی کثیف است، از نظر ما هر جرمی قابل بخشش است، جز ثروتمند بودن، از نظر ما هر تاجری دزد است ...من هر کسی را که ثروت می سازد، تحسین می کنم "!

ملیجک
سه شنبه 29 اسفند 1385 - 20 مارس 2007
http://www.doomdam.com/archives/000209.php

................................

" در هر حال حقیر سراپا تقصیر به عنوان یک انسان قلم به مزد آمادگی خود را برای هرگونه فعالیت رادیو تلویزیونی در این روزها به نفع شرکت مردم در انتخابات اعلام می کنم"!

ملیجک
چهارشنبه 15 آذر 1385 - 6 دسامبر 2006
http://www.roozonline.com/archives/2006/12/000683.php


19 March 2007

"بهاریه" و خبر خیلی مهٌم و خیلی "نوروزی" !
به سر رسیدن ناگهانی 28 سال "حقارت ملی"!
طلوع معجزه اسای
دو فقره "ستاره امید" در این آسمان سیاه:
1- عالیجناب عمامه هفت رنگ
2 - حاج آقا شوگولاتات مدنی
...................................................................................


" بهاریه برای ایران: سال 1385 ... سال خبر بود، خوب و بدش بماند و این اول عیدی هنوز دهان تان را شیرین نکرده، کام تان را تلخ نکنم. سال خبر های فراوان خوب و بد بود. از یک سو گرفتار حقارتی ملی بودیم که خودکرده بودیم و بی تدبیر... اما در این آسمان سیاه ستاره های امید نیز فراوان بودند.از طرفی مجلس با حساسیت به وضعیت نگاه می کند. هشیاری خاتمی، هاشمی و اصلاح طلبان …امیدوار کننده است. نتیجه انتخابات نشان داد که جامعه در قبال بحران هشیار است...
حالا وقتی نگاه می کنم می بینم که تا یک ماه دیگر چهار سال می شود که از ایران بیرون آمده ام. روزهایی پر از عبرت و آموختن که دوست دارم دیگر تکرار نشود"!

ملیجک دوباره "سیٌد" شده خارج از کشور رفسنجونی و شرکا
دوشنبه ۲٨ اسفند ۱٣٨۵ - ۱۹ مارس ۲۰۰۷
http://www.roozonline.com/archives/2007/03/003223.php

..............

"گفتم: چه عرض كنم؟... يارو نصفه شب به دستشويي رفت، وقتي برگشت به همسرش گفت چيز عجيبي بود، در دستشويي را باز كردم چراغ به طور اتوماتيك روشن شد و هنگامي كه خارج شدم بازهم چراغ توالت به طور اتوماتيك خاموش شد. همسرش ... با عصبانيت سرش داد كشيد ؛ فلان فلان شده، بازهم يخچال را با توالت اشتباه گرفتي" !

کیهان بازجوی عزیز آخوندو پولیس
دوشنبه ۲٨ اسفند ۱٣٨۵ - ۱۹ مارس ۲۰۰۷
http://www.kayhannews.ir/851228/2.htm#other202

17 March 2007

اعتراضات آموزنده کیهان بازجوی عزیز آخوندوپولیس
به پيش بيني هاي فروغ فرخزاد

خود آموز زبان یاجوج و ماجوج



اعضای کانون نویسندگان ایران!
شوماها «امام دل» داشته ايد؟ شوما ها اصلا كسي را سزاغ دارین كه
بلد باشه مثل حضرت امام ره و راحلمون
شعر درست و حسابی و قشنگ و ایطوری بگه:

"من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم" !

...................................................................................

" محمود دولت آبادي:
آنچه در وجود شما ]نسل جوان[ وجود ندارد، به گمان من همين ايمان است...

خبرنگار:
ايمان به چي؟

محمود دولت آبادي:
من نمي دانم... ايمان به هر آنچه انسان مي تواند به نيروي آن خرد نشود و بتواند انسجام لازم را براي كارش به دست آورد. منظور از ايمان تنها ارزش هاي مذهبي نيست، گرچه آن نيز مي تواند باشد. شعر فروغ فرخزاد كه مي گويد «آنچه از دست رفته ايمان است» نوعي پيشگويي بود! به گمان من نسل شما به هيچ چيز ايمان ندارد و دچار يك جور «نهيليسم بي كاراكتر» شده است... نفي انگاري نهيليستي غير از هيچ انگاري ولنگارانه است. كلا اشخاص هيچ انگارند..."

گفت وگوي
هفته نامه چلچراغ
با محمود دولت آبادي
20 اسفند ماه 1385
http://www.40cheragh.org/40cheragh/News.aspx?NID=455

...................

"آقاي دولت آبادي!
شما «امام دل» داشته ايد؟! اين نسل «امام دل» دارد ... شما كسي را داشته ايد كه در همه اين تكاپوهاي ادبي، در تمام اين جد و جهدهاي زيباشناسي، براي او بنويسيد و زمزمه كنيد؟! … براي اثبات بي ايماني نسل جوان مي گوييد: «شعر فروغ فرخزاد كه مي گويد: «آنچه از دست رفته ايمان است» نوعي پيشگويي بود.

به ياد دارم فروغ در «آيه هاي زميني» گفته بود: «و هيچ كس نمي دانست نام آن كبوتر غمگيني كه از قلب ها گريخته، ايمان است.» اگر اين جمله فروغ فرخزاد را تلخيص كرده ايد كه بايد گفت اتفاقا پيش بيني هاي اين شاعره به چند سال نكشيد كه نسخ شد. انقلابي اسلامي پديد آمد، سرشار از آيه و ايمان" !

کیهان بازجوی عزیز آخوندوپولیس
شنبه 26 اسفند 1385 - - 17 مارس 2007
http://www.kayhannews.ir/851226/14.HTM#other1410

16 March 2007

مامورین با ذوق آخوندو پولیس
که جونتون بالا میاد ایرانیان تبعیدی را ایرانیان تبعیدی بنامید!...
"خارج از کشوری ها"ی با ذوق!...
ایرانیان "خارج از کشور" با ذوق!...
با ذوقهای "مانده در غربت"!...

هنر نمایی های "فیلم " 300 از بحث اين مقال به دورست، که گفته اند چنين بود که پته یکی از تبلیفاتچی های با ذوق و جا خوش کرده در بین 4.000.000ایرانی تبعیدی دوباره به کنار اب افتاد! ... حالا حکايت شوما هاست تما شا چیان "مانده در غربت" و باذوق فیلم سراسر زد و خورد و سراسر هنری 300.. و حکایت 300 فقره لوله آقتابه برای آفتابه بیاران با هنر و باذوق خارج از کشور:

دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج

.................................................

"... چاي آوردند. صاحبخانه دقايقي بعد جواد را گفت جواد آقا چاي تان سرد نشود. او سري تکان داد به علامت اطاعت. چند دقيقه گذشت و باز مادر دختر گفت جواد آقا چاي از دهانتان نيفتد. جواب باز هم سکوت بود ولي دستي به سوي استکان چاي نمي برد. بار سوم تا صاحبخانه ها آمدند دهان بگشايند، پدر جوادي پريد وسط که بابا چرا چايت نمي خوري سرد مي شود. ديگر کاسه صبر جواد آقا لبریز شد، ميخواست بگويد استکان چاي قاشق ندارد و شما هم سپرده ايد که استکان را هورت نکشم، پس با صداي بلند گفت با چي همش بزنم با لوله آفتافه ؟
و گفته اند که چنين بود که نهادش آشکار شد. حالا حکايت ماست.
هاليوودي ها فيلمي ساخته اند با عنوان 300 به شرحي که گفته مي شود در آن فيلم تصويري از خشايارشا و سربازانش پرداخته اند که گفته مي شود توهين آميزست، چرا که در هيات عرب مانند خشن و عربده زن، همه بدکار و غارتگرند. جمعي از ايرانيان مانده در غربت را عرق وطن به جوش آمده و دست به اعتراض گشوده اند. درستي و نادرستي روبرو شدن اين گونه با يک فيلم [هر نوع اثر هنري] و راه درست مقابله با تصاويري که در غرب از ما ساخته مي شود، از بحث اين مقال به دورست...
خواننده با ذوق در مي يابد که مثل لوله آفتافه براي چه آوردم" !

حاج اقا بهنود در غربت مانده با ذوق
برنده 300 تا لوله آقتافه ویژه قر و قاطی کردن حکایات هنری به شرحي که گفته شد و از بحث اين مقال به دورنیست
چهارشنبه 23 اسفند 1385 [2007.03.14]
http://www.roozonline.com/archives/2007/03/003168.php


13 March 2007

"عاقلانه ترین" گفتگوی کاملا "برابر" دو "آینه دار مستقل"
در باره ضد ایرانی ترین فیلم در آوردن خودشان،
با همکاری
"عزيزان و محترماني" (!) مانند ...
"محمد خاتمي... دکتر سروش ... عبدالله نوري "

و
" زنده يادان شاملو و سعيدي سيرجاني "

و
"هزاران فرهيخته ديگر"!




" تصميم به شرکت در اجلاس بغداد تصميم درستي بود ... گفتگو کردن با کشور بزرگي مانند آمريکا ... از عاقلانه ترين کارها و اصلا نشانه ضعف و تسليم حکومت ايران نيست. گفتگوئي برابر و مانند دو کشور مستقل...
منتهي داشتن مشاوران و دوستاني از نحله فکري کيهانيان، باعث مي شود که به سوداي سود بيش تر هميشه فرصت نيکو از دست برود" !

حاج آقا بهنود آینه دار
دوشنبه 21 اسفند 1385- 22 صفر 1427- 12 مارس 2007
http://masoudbehnoud.com/2007/03/blog-post_12.html

..........................


" فيلم ضد ايراني «300» … به عهد قديم و جنگ هاي ايران و يونان برمي گردد. در قالب اين فيلم، 300 يوناني در كنار لئونيداس پادشاه اسپارت در برابر سپاه 120 هزار نفري خشايارشا كه همگي خشن و نادان و ناتوان تصوير شده اند، مقاومت مي كنند و طرف يوناني (سمبل دموكراسي در برابر وحشي گري) به پيروزي مي رسد... اينكه كسي در هاليوود- پنتاگون فرهنگي صهيونيسم و سرمايه داري جهاني- چنين فيلمي بسازد … البته پذيرفتني تر است تا اينكه برخي مدعيان همراهي با ملت ايران- در داخل كشور باشند يا از لندن و لس آنجلس و پاريس اظهار فضل كنند... يكي از همين مدعيان ... ادعا كرده شركت ايران در كنفرانس امنيتي بغداد از سر ترس و اجبار بود … امثال مسعودخان بهنود راعرض مي كنم " !

کیهان آینه دار باز جوی عزیز ام القرا
سه شنبه 22 اسفند 1385- 23 صفر 1427- 13 مارس 2007
http://www.kayhannews.ir/851222/2.htm#other200

..........................


"در بهترين تعريف ها روزنامه نگاري را آينه داري خوانده اند...
اين شرح از باب تذکار نوشتم وگرنه هيچ آرزو ندارم که کيهان مرا از فهرست موضوعي خود حذف کند. اين بخت براي روزنامه نويس کوچکي چون من آسان به دست نيامده که نامش در کنار عزيزان و محترماني مانند ... محمد خاتمي، دکتر سروش ... عبدالله نوري ... زنده يادان شاملو و سعيدي سيرجاني، و هزاران فرهيخته ديگر قرار گیرد " !

حاج آقا بهنود آینه دار
http://r0ozonline.com/panjereh/015537.shtml


11 March 2007

بعد از 28 فقره "بهار آزادی"
تکلیفمون حد اقل در مورد انجام فرایض "مباح و مشروع" نوروز باستانی معلوم شد!
... ولی ... با هاس مواظب باشیم
پای چپمونو به بهانه نوروز نذاریم اون ور تر از حدود گلیم صحرای محشر !


"آيت‌الله جنتي خطيب موقت نماز جمعه تهران تا كيد كرد: افرادي كه اقدامات تفرقه‌افكنانه كرده‌اند روسياه وارد محشر خواهند.
وي همچنين با تبريك فرا رسيدن ايام نوروز اظهار داشت:
ايام نوروز باعث ايجاد شادي است. اين رفت و آمد‌ها و ديد و بازديد‌ها و سفر‌ها موجب شادي و تجديد قواي انسان‌ها مي‌شود و ما بايد از اين كار‌هاي مباح و مشروع استفاده كنيم، ولي ... مواظب باشيد از حدود الهي تجاوز نكنيد"!

ایسنا
خمعه 19 اسفند 1385- - تهم مارس 2007
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-890595&Lang=P

10 March 2007

چه جوری
سیاسی ترین شعر
شاملو
را
ملاخورکنیم !


احمد شاملو

"محمود سخن نگفت
او هاله بود و نور
محمود هسته بود
یک سال دائما به سفر رفت و گشت و دید
محمود خسته بود
هر جا که رفت، بوی بد آمد، که رفت و ...ید
محمود سخن نگفت
محمود شکفته بود
قول داد و
وعده داد
« زمستان بماند»
و رفت.
محمود مانده بود
در پشت پیت نفت
محمود فشار داد
"... و .... و رفت


ا.ن آقا ی روز
پنجشنبه 17 اسفند 1385- -
هشنم مارس 2007
http://www.roozonline.com/archives/2007/03/002991.php


....................

… „ و اين ماجرای آن سالها بود... واقعيتش را بخواهيد چنان سياست گريزی در بروبچه ها افتاده بود که کسی عارش می آمد ادبيات را نردبان سياست کند… گفتم بالاخره من هم نويسنده می شوم
و … بالاخره نويسنده شدم "!

ا.ن آقا ی گویا
جمعه 18 اسفند 1385- تهم مارس 2007
http://news.gooya.eu/politics/archives/2007/03/057939.php




.................................


هر کی به ولی فقیه اون ور دنیا گفته
" ما مسلمانان اختلافات <<فقهي>> هم داريم"
بیخود گفته !



" آيت‌الله سيد محمود هاشمي شاهروي رييس قوه قضاييه كشورمان... در …جاكارتا، افزود:
"البته ما مسلمانان اختلافات مذهبي و فقهي هم داريم" !

ایرنا
خمعه 19 اسفند 1385- - تهم مارس 2007

http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-1/8512181622065918.htm


همبستگی غیر قابل باور ضعیفه های
ناقص العقل و جفاکننده
در حق قانون اساسی ره و راحل آخوندوپولیس!




"همبستگی و همکاری سیاسی و اجتماعی زنان علیرغم همه ی اختلافاتی که دارند غیر قابل باور بود... جفای بزرگی به حق ایران است که خبر روز جهانی زن از این کشور دستگیری فعالان سیاسی زنان باشد"!

حاج آقا ابطحی جونیور (به زعم خودش: توپولی)
پنجشنبه 17 اسفند 1385- - 8 مارس 2007
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308592

.................................

" یا باید حکومت را تحمل کنیم، یا سرنگون کنیم …ما هم آدمهای سرنگون کردن حکومت نیستیم...
حقیر سراپا تقصیر به عنوان یک انسان قلم به مزد آمادگی خود را برای هرگونه فعالیت رادیو تلویزیونی در این روزها به نفع شرکت مردم در انتخابات اعلام می کنم" !

ا . ن
http://www.roozonline.com/archives/2006/12/000683.php


09 March 2007

بازجوی عزیز ام القرا !...
حمایتت می کنیم!...
حمایتت می کنیم به زبون عربی!



"جمهوري اسلامي ايران اگر چه براي حضور در كنفرانس بغداد اعلام آمادگي كرده و نماينده اي را با همين منظور به عراق مي فرستد ولي … حضور كشورمان در اين كنفرانس ضروري نبوده و نيست و اكنون كه شركت در كنفرانس را پذيرفته ايم بايد در صورت مشاهده روند توطئه آميز اجلاس از ادامه حضور اجتناب بورزيم و به يقين مردم عراق هيچ تصميمي را كه مورد تصديق جمهوري اسلامي ايران نباشد، نخواهند پذيرفت" !

حاج آقا حسین شریعتمداری
کیهان باز جوی عزیز ام القرا
پنجشنبه 17 اسفند 1385 [2007.03.08]
http://www.kayhannews.ir/851217/2.htm#other200

هم میهنان سیاه پوست آخوندوپولیس!
اهالی سفید پوست زیمبابوه!

فردا روز سرنوشت است!...
متحد شویم!

همه با هم راه میفتیم به سوی افریقای جنوبی!


" مدارا و رواداری، پس از انقلاب آفریقائی:
در چند جای آفریقا، انقلابهایی صورت گرفته است اما هیچکدامشان مثل آفریقای جنوبی محبوب باقی نمانده اند. دلیل اصلی آن هم روحیه مدارا و حفظ توازن بین سیاه و سفید است...
همکاری سیاه و سفید میتواند الگوی خوبی برای همزیستی مسالمت آمیز در نقاط بحرانی دنیا شود...
در کنار همین آفریقای جنوبی کشور زیمبابوه قرار دارد که به دلیل مواضع تند ... بر علیه سفیدها و بیرون کردن آنان از مزارع، این کشور پیشرفته ی دیروز عقب گرد کرده و روز به روز به آمار مهاجرانش اضافه میشود"!

حاج آقا ابطحی جونیور (به زعم خودش: توپولی)
چهارشنبه 16 اسفند 1385 [2007.03.07]
ttp://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308587

.............

" اپوزیسیون خودش را کنار بکشد... به جهان نشان می دهیم که توانایی حل مشکلات مان را داریم... فردا روز سرنوشت است"!

ا. ن آقا ی خارج از کشور عالیجناب عمامه هفت رنگ و شرکا
http://www.roozonline.com/archives/2006/12/000923.php


08 March 2007


كدام جنگ؟... كدام مذاكره؟ ...
اونایی که میدونن کیهان بازجوی ام القرا چه شوگولاتی داره میخوره، لطفا برای اونایی که نمیدونن تعریف کنن!



"كدام جنگ؟ كدام مذاكره؟(يادداشت روز): بعضي ها تصور مي كنند جنگي گرم در مسير مناسبات ايران و آمريكا، جايگزين «جنگ سرد» مي شود،بعضي ديگر تصور مي كنند اينكه آمريكايي ها از جنگ با ايران- با واژه هاي اثباتي يا انكاري- سخن مي گويند براي آن است كه به «مذاكره» برسند. بعضي هم تصور مي كنند كه منظور آمريكايي ها از مذاكره با ايران، رسيدن به «مصالحه» است. بعضي ديگر هم تصور مي كنند آمريكايي ها از «مذاكره» امتيازگيري را مد نظر دارند. از آن طرف بعضي ها معتقدند روند كنوني، ايران را به جنگ سوق مي دهد. بعضي هم مي گويند ايران به «مذاكره» مي انديشد و كار در نقطه آخر (و در انتهاي تصاعد بحران) به مذاكره و صلح منتهي مي شود. درست در كشاكش همين بحث است كه عده اي مي گويند يا جنگ مي شود و يا مذاكره اتفاق مي افتد...

اما يك نكته تحليلي هم درباره جنگ و مذاكره اضافه كنيم برخلاف تحليلي كه بعضي ها ارائه كرده اند آمريكا در مواجهه با ايران – به احتمال خيلي زياد- يا اصلا گزينه جنگ را كنار مي گذارد و يا به يك جنگ تمام عيار و سرنوشت ساز روي مي آورد چرا كه هيچ كس در آمريكا ترديد ندارد كه آمريكا در جنگ محدود (و بطور كلي هرجنگي) با ايران حتما بازنده است و نيز همه مي دانند اگر آمريكا در جنگ محدود شكست بخورد به اندازه اي كه در يك جنگ تمام عيار و همه جانبه لطمه ديده، لطمه خواهد ديد. با اين وصف آمريكا يا جنگ تمام عيار را انتخاب مي كند و يا در مواجهه با ايران به كلي جنگ را رها مي كند"!

کیهان بازجوی ام القرا
چهارشنبه 16 اسفند 1385 [2007.03.07]
http://www.kayhannews.ir/851216/2.htm#other200

..............................




"نسیم خنک" را به زبون یونانیهای عهد دقیانوس ترجمه کنید !
نسیم خنک چه جوری "بی لطفی" کرد؟ ...
نسیم "خنک" چرا شتک زد؟...
به افتخارات نهادهای شوکولاتی "آخوند و پولیس" ؟


" حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيد محمد خاتمي … به سابقه‌ي لفظ تمدن كه از واژه‌ي پليس يوناني برگرفته شده است اشاره كرد... و اظهارداشت: انسان در جامعه زندگي مي‌كرده زيرا بدون جامعه انسانيت انسان دچار مشكل مي‌شود.
رييس جمهور سابق كشورمان... ... تصريح كرد: بايد بدانيم كه دموكراسي بدون نهادهاي مدني يا بي‌بنياد است يا چنان بنيادش لرزان و ضعيف است كه با يك نسيم فرو مي‌ريزد.
رييس مؤسسه‌ي بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها كه از رشد نهادهاي مدني و فراهم شدن زمينه‌ي فعاليت آنها به عنوان يكي از افتخارات دوران هشت ساله‌ي رياست جمهوري خود نام مي‌برد، گفت: ...امروز متأسفانه دوباره نهادهاي مدني مورد كم لطفي قرار گرفته‌اند" !
ایسنا
سه شنبه 15 اسفند 1385 [2007.03.06]
)1ک.نولوگمhttp://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-888943&Lang=P

..............................

وقتی که دچار تنگی نفس می شویم به یاد نسیم خنک حضور خاتمی در این هشت سال می افتیم" ! "

ا. ن آقای گویا
http://news.gooya.com/nabavi/archives/034393.php

07 March 2007

بحث و فحص
پوستر سر دست گرفتن انقلابي
فقيه بزرگوار و "داد" گستر!



"فرهنگ پيشگيري ( يادداشت روز): تصميم شجاعانه و انقلابي رئيس قوه قضائيه در جابه جايي قضات و مسئولان مرتبط با پرونده شهرام جزايري و معرفي آنان به دادگاه ذي صلاح ... گامي مورد تقدير و در عين حال ضروري- ولي ناكافي- ... است، و از فقيه بزرگواري همچون آيت الله هاشمي شاهرودي به عنوان عالي ترين مقام قضايي انتظاري جز اين نمي رفت... وقتي عالي ترين مقام تعريف شده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران با صراحت و صلابت پرچم مبارزه با مفاسد اقتصادي را بر سر دست گرفته، قضات رسيدگي كننده به چنين پرونده هايي حتماً در مقام تفسير قوانين مي بايست از قانون مادر شروع كنند و سپس در قوانين عادي براي دريافت جرم و مجازات متهمان آنها بحث و فحص كنند" !

کیهان بازحوی عزیز ام القرا
سه شنبه 15 اسفند 1385 [2007.03.06]
http://www.kayhannews.ir/851215/2.htm#other200

....................

"گفتم: چه عرض كنم؟!... شخصي وارد يك كتابفروشي شد و پرسيد؛ آقا پوستر بنده رو داريد؟ كتابفروش با تعجب نگاهي به او كرد و جواب داد؛ نه! يارو وارد يك كتابفروشي ديگه شد و پرسيد شما پوستر بنده رو داريد؟ و اين يكي هم جواب داد؛ نه و يارو بدون اين كه خودشو از تك و تا بندازه گفت؛ عجب! پس شما هم تموم كرديد؟" !

کیهان بازحوی عزیز ام القرا
سه شنبه 15 اسفند 1385 [2007.03.06]
http://www.kayhannews.ir/851215/2.htm#other202

......................................................................................


فقیر ترین سهامداران کشورمان
به مناسبت فرا رسیدن عید سعید 8 مارس
وارد مذاکره با آمریکا میشوند!


"...هاشمی رفسنجانی امروز رسما وارد درگیری با دولت احمدی نژاد شد. وی گفت: « برای مذاکره با آمریکا افراد نیرومندی در کشور وجود دارند»... فائزه و محسن و یاسر و مهدی و عفت خانم..."!

ملیجک_ خارج از کشور _ فک و فامیل_ عالیجناب عمامه هفت رنگ و شرکا
روز
سه شنبه 15 اسفند 1385 [2007.03.06]
http://www.roozonline.com/archives/2007/03/002896.php


......................................................................................


خاطرات شیک و ماقبل انقلابی معاون عبا شوغولاتی


در دهه ی پنجاه یک سری منبری هایی در کشور و به خصوص در خراسان مطرح شده بودند که از الفاظ قلمبه سلمبه استفاده میکردند و گمان میبردند که خیلی شیک حرف میزنند ... خدا رحمتش کند سیدی بود در مشهد که ... وقتی می خواست آخر منبرش روضه بخواند میگفت در کربلا و در عاشورا یک عده سوسیالیست و ماتریالیسم به اردوگاه جامعه بی طبقه ی توحیدی حمله کردند! ... این سخنان نامأنوس و نامفهوم نه تنها در جوانان مؤثر نیفتاده بود بلکه سنتی ها و غیرسنتی ها هم از این ادبیات ابراز تبری میکردند" !

حاج آقا ابطحی جونیور (به زعم خودش: توپولی)
سه شنبه 15 اسفند 1385 [2007.03.06]
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308588




......................................................................................




* / یه خورده هم مبارک بادا به خواهران زینب



تک تکشان را مي شناسيم، دخترهاي دستگير شده، تک تکشان آشنايند...
اول بار که اين داستان زنداني کردن روزنامه نگاران آغاز شد با دستگيري شمس الواعظين، جلائي پور، جوادي حصار و ابراهيم نبوي شد ... داستاني که ... مانده است براي بچه هاي نسل امروز که هم امروز در اوين بودند
باري مبارک باد بر زندانبابان که قدرتي نماياندند. و مبارک باد بر تمام زنان ايران" !

حاج آقا بهنود
مخترع حاجی فیروز
روز
سه شنبه 15 اسفند 1385 [2007.03.06]
http://www.roozonline.com/archives/2007/03/002933.php

....................

"نبوی از اولین جلسه‌ی بازجویی به این طالب‌زاده بازجو می‌گفت ببینید آقا ...شما من را گرفته‌اید که آخر سر بگویم غلط کردم ... اين که چيزی نيست، اصلا گه خوردم" !

حاج آقا بهنود
برنده مسابقات کاردآشپزخانه زدن از پشت سر
http://www.ghasedakonline.com/article.php?aid=91


سوقاتی های آخرین زیارت مجٌانی آفریقا

شباهت "دلسوزانه" استند اپ عبادی های رییس المركز دیالوقات العبادی، با عکس "تزیینی" تصادفی نیست

" در كنگره جهانی آزادی اديان در آفريقا من را به عنوان رييس مركز گفت ‌و گوی اديان در ايران معرفی كردند، تقريباً با هر كسی كه در فاصله استراحت بعد از افتتاحيه برخورد می‌كردم... دلسوزانه نگاه می‌كرد ... احساس كردم همه ی آدم‌های عادی دنيا ... نگران ما ايرانی‌ها هستند" !

حاج آقا ابطحی جونیور (به زعم خودش: توپولی)
دوشنبه ۱۴ اسفند ۱٣٨۵ - ۵ مارس ۲۰۰۷

http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308585

06 March 2007

توجه !... توجه!...
یک جوان روشنفکر ایرانی
از کشور بی مثال رفسنجونی وشرکا فرار کرده
به
"جايي كه اگر زاري هست بر امام كربلا‌ و از سر شورست"!

... میگی نه؟ ... اینا هاش!...


دارالترجمه زبان یاجوج و ماجوج




" داخل پرانتز بگويم كه چندي پيش جواني را ديدم كه به اروپا پناه برده ... معلومم شد ... جرات نداشته بماند و از كشور گريخته است.... همين طور شد كه باب سوء استفاده از احساسات پاك مردم بسته شد. هي به مقتضاي مورد غيرت‌فروشان جا عوض كردند، كردند و كردند تا ناگهان برگشتند و ديدند ديگر كسي به فرمايشات بين نوحه گريه نمي‌كند و مردم رفته‌اند به جايي كه اگر زاري هست بر امام كربلا‌ و از سر شورست" !

حاج اقا بهنود، برنده بین النوحه مسابقات محیر العقول داخل پرانتز خارج از کشور
دوشنبه 14 اسفند 1385- 5 مارس 2007
http://masoudbehnoud.com/2007/03/blog-post_05.html

.................................................


"درخشان به نظرم بسیار کار خوبی کرد که به تهران رفت موقع انتخابات و از فرصتی بهره برد تا اطلاعات خود را نو کند.
کاش بقیه ای که درباره مملکتشان قلم می فرسایند این قدر به نو کردن اطلاعات خود اهمیت می دادند" !

حاج آقا بهنود
برنده مسابقه از رو بردن صدتا سنگ پای قزوین
http://behnoudonline.com/2005/08/050820_009541.shtml

همانطور که امام ره و راحلمون فرمودند،
"جنگ نعمت خداس"!...
لاکن آمریکای جهانخوار باهاس یه ریز التماس و چه و چه بکنه
که باهاش بجنگیم!


دارالترجمه یاجوج و ماجوج




" اتفاقاتي در حال وقوع بود (و هست) : اعزام دو ناو هواپيمابر به همراه تعداد بيشتري كشتي جنگي كوچك به خليج فارس - استقرار سيستم هاي ضد موشك پاتريوت در جنوب خليج فارس - استقرار سيستم هاي وسيع موشكي در چك و لهستان... شكل دهي به يك ائتلاف عربي، منطقه اي، سني عليه ايران ... افزايش نيرو در عراق ... پيگيري شديدتر مسير تحريم ها در شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران... آمريكايي ها همه زورشان را زده اند... ايران... علاقه اي و نيازي به گفت وگو با آمريكا ندارد. آمريكا فعلاً بايد التماس كند" !

وردست بازجوی عزیز کیهان ام القرا
دوشنبه 14 اسفند 1385- 5 مارس 2007 –
http://www.kayhannews.ir/851214/2.htm#other200

................................................


"گفتم: يارو به دكتر مراجعه كرد و گفت؛ آقاي دكتر! موي سرم درد مي كنه!
دكتر با تعجب پرسيد؛ ناهار چي خوردي؟
جواب داد؛ نون و يخ...
دكتر فكري كرد و گفت؛ بهتره سرتو بذاري زمين و خيالتو راحت كني، چون نه دردت به آدميزاد شبيه و نه غذات"!

کیهان بازجوی عزیز ام القرا
http://www.kayhannews.ir/850921/2.htm#other201

05 March 2007

پاسخ "سیلی محکم نوازنده" بازجوی عزیز ام القرا به هفت کشور
که "وحدت را متعلق به دوران توحش تاريخ نمی دانند"
و در اسلام آباد "ره افسانه" و ... چه و چه زده اند!


دارالترجمه یاجوج و ماجوج




"اجلاس يك روزه اسلام آباد كه …با حضور 7 كشور پاكستان، عربستان، مصر، اردن، مالزي، اندونزي و تركيه برپا شده بود، اگرچه از ابتدا مشكوك و رازآلود به نظر مي رسيد … كمترين ترديدي باقي نگذاشت كه … طرح خيانت آميزي عليه جهان اسلام كليد خورده و دنبال مي شود… با جرأت مي توان گفت اگر به جاي اجلاس 7جانبه كشورهاي اسلامي در اسلام آباد، اجلاس دوجانبه اي با حضور آمريكا و اسرائيل در تل آويو برپا مي شد، نتيجه آن با اجلاس اسلام آباد تفاوت چنداني نداشت. چرا...؟!....ضمن ابراز نگراني از تنش در منطقه خليج فارس اعلام كرده اند كه درباره مسئله هسته اي ايران از نظر كشورهاي 1+5 پيروي مي كنند! يعني باز هم، دقيقا همراهي و همخواني با آمريكا و متحدانش...
تركيب 7 كشور شركت كننده در اجلاس اسلام آباد نيز شگفت انگيز است! ...7 كشور شركت كننده در اجلاس اسلام آباد به خوبي مي دانند كه در ميانه اين ميدان هيچكاره اند و بسيار كوچكتر و حقيرتر از آنند كه ... كاري از آنها ساخته باشد"!

حاج آقا حسين شريعتمداري
کیهان بازجوی عزیز ام القرا
شنبه 12 اسفند 1385- 3 مارس 2007
http://www.kayhannews.ir/851212/2.htm#other200

.............................................

گفتم: چه عرض كنم؟! راننده اي با دنده عقب از يك جاده كوهستاني باريك بالا مي رفت پرسيدند چرا اينجوري رانندگي مي كني؟ جواب داد؛ مي ترسم اون بالا جاي دورزدن نباشه، يك ساعت بعد باز هم با دنده عقب در حال پايين آمدن بود.به او گفتند پس چرا دوباره دنده عقب حركت مي كني؟ گفت؛ اون بالا جاي وسيعي بود، تونستم دور بزنم" !

کیهان بازجوی عزیز ام القرا
شنبه 12 اسفند 1385- 3 مارس 2007
http://www.kayhannews.ir/851212/2.htm#other202

دلایل شرعي فرا رسیدن عید مبارک هشتم مارس !

چشم انداز "حقوق" بشری خودی ها



"روز جهاني زن در شرايطي فرا مي رسد که…حتي برخي مراجع تقليد چون آيت الله صانعي نيز تبعيض در ديه را مردود دانسته و حکم شرعي به برابري ديه زن و مرد داده اند. به عبارت ديگر، قوانين تبعيض آميزي که با توجيهات مذهبي بر زنان ايران حاکم است، چيزي جز قرائت محافظه کارانه مسوولان حکومتي از اسلام نيست…
مشکل اصلي عدم تغيير اين قوانين، نه مذهب، که ديدگان ضد زن کساني است که در ايران، مسووليت تعريف و اجراي قوانين را بر عهده دارند"

زن مسلمون برنده جایزه نوبل
١۷ اسفند ١٣٨۴ – ٨ مارس ٢٠٠۶
".وز" ا.ن لاین
http://r0ozonline.com/02article/014510.shtml

................................


"با يك كليك استخاره كنيد
سايت آيت الله صانعى به چهار زبان فارسى، عربى، انگليسى و اردو قابل دسترسى است .از ساعت ۱۹ الى ۲۰ به وقت ايران پاسخگويى استخاره به صورت آن لاين صورت مى گيرد و به استخاره هايى كه بعد از اين ساعت ارسال شود ۲۴ ساعت بعد پاسخ داده مى شود"!

سايت آيت الله حاج شيخ يوسف صانعىِ
http://www.saanei.org/page.php?pg=showbaztab&id=41〈=fa


کنگره جهانی بررسی انقلاب شکوهمند مجمع القبایل ایرانیان عهد بوق!

چشم انداز "حقوق" بشری خودی ها




"هفته گذشته به دعوت کنگره جهانی آزادی ادیان برای شرکت در ششمین اجلاس بین المللی این کنگره به شهر کیپ تاون آفریقای جنوبی رفتم... بعضی از تندروهای مسیحی با حسرت از دوران تبشیر یاد می کردند، یک بار یکی از این افراد گفت: در همین آفریقا، یک مبلغ دینی وارد منطقه ای شد و در مدت کوتاهی هزاران نفر را مسیحی کرد. من وقت گرفتم و گفتم آیا ساخت و پاخت با رییس قبیله و تغییر دین آنان، ارزش این را دارد که شما از آن ابراز خوشحالی کنید؟
اکثریت جمعیت با این نظر من همراهی کردند" !

ابطحی جونیور (به زعم خودش: توپولی)
يکشنبه ۱٣ اسفند ۱٣٨۵ - ۴ مارس ۲۰۰۷
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308584

01 March 2007

مسابقات خنجر و چاقوی آشپزخونه زدن از پشت


چشم انداز "حقوق" بشری خودی ها



" تلویزیون برنامه ای با نام فوق العاده پخش کرد ... بیشتر کسانی که خاطره می گفتند جوری حرف می زدند که گویا محور انقلاب بودند. شاید تنها در این میان آقای هاشمی رفسنجانی حق داشت این گونه حرف بزند ولی تقریباً همه این گونه حرف زدند… خاطرات دوران قبل و بعد انقلاب … و اصلاحات و حتی دوران فعلی چه بخواهیم و چه نخواهیم بخشی از تاریخ این کشور می شود که آیندگان برای تحلیل آن به منابع نیازمندند و نسل جوانمان نیز"...!

حاج آقا ابطحی جونیور (به زعم خودش: توپولی)
چهارشنبه ۹ اسفند ۱٣٨۵ - ۲٨ فوريه ۲۰۰۷
http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308579

........................................................

"اعتصاب روزنامه‌ها و دیدار با دکتر بهشتی...
... بختیار یک روز من را دعوت کرد به خانه اش و گفت من نخست‌وزیری را قبول کردم شما هم بروید روزنامه‌یتان را دربیاورید. رادیو تلویزیون هم شروع کند از اعتصاب بیاید بیرون. چون ما در اعتصاب بودیم... ماها هوادار انقلاب بودیم. آقای بختیار گفت از اعتصاب دربیایید. آزادی می‌خواستید این هم آزادی. ۳۹ روز قبل از انقلاب بود. روز پنج‌شنبه‌ای بود. من گفتم دست من نیست. باید بروم صحبت کنم. بعد با بچه‌ها صحبت کردم. بچه‌ها همه خوشحال فتند درمی‌آوریم. آزادی، بدون ‌سانسور. همه خسته شده بودند در این ۶۰ روز اعتصاب. قرار شد جمعه برویم کار کنیم صبح شنبه روزنامه در بیاوریم. رادیو تلویزیون هم فکر کنیم چه کار باید کرد... مطبوعات هم که سندیکایی بود که آن‌ها به‌عنوان اعتصاب‌کننده بودند. دبير آن هم محمد علی سفری بود. من رفتم که پیغام بختیار را به آنها بدهم. آن‌ها هم از یک راه دیگر شنیده بودند. مطبوعات بلافاصله آماده شدند که دربیاورند. صبح جمعه آقای دکتر بهشتی من را دعوت کرد ... من هم رفتم. گفت این خبر چیست؟ گفتم هیچی. این‌ها سانسور را برداشتند. خوب شد دیگر. ما هم راحت شديم حالا اخبار مربوط به انقلاب را چاپ می کنيم و مردم از وقايع با خبر می شوند . گفت نه عزیزم، اعتصابات سراسری ست در کشور. شما هم جز این‌ها هستید. بالاخره انقلاب رهبری دارد...نه جانم، این طور نیست. من گفتم خب حالا چی می‌گویی آقای دکتر. گفت شما از اعتصاب در نیائید. گفتم هیچ نیرویی نمی‌تواند جلوی مطبوعات را بگیرد. شنبه صبح همه درمی‌آیند. به نفعتان هم هست که روزنامه‌ها در بیایند. بهشتی گفت اعتصاب یک پیکره‌ی به هم پیچیده‌ای است که یک جایش خراب شود همه‌اش خراب می‌شود. من هم گفتم آره دیگر، ولی دست من هم نیست. یک ذره تهدید کرد. گفت من فکر کنم اگر مطبوعات دربیاید ممکن است که رهبر تحریم کند. خیلی برای شما بد می شود... عزیز من، شنبه مطبوعات در بیاید معنی‌اش این است که آزادی مطبوعات را بختیار داده. گفتم خب داده دیگر. آخر این جزو شرایطش است. سانسور را برداشته است. ما هم که می‌خواهیم سانسور برداشته شود. شما هم که می‌خواهید انقلاب کنید. خب خیلی خوب است دیگر. این همه باید ناز بی‌بی‌سی را بکشید. روزنامه‌ها در می‌آیند کارتان را انجام می‌دهند. گروه‌های سیاسی شما هم خوشحال می‌شوند. گفت آره، ولی تصمیم‌گیریش با ما نیست... راست می گفت چون آن موقع آقای خمینی خیلی محبوب بود... دم در گفت آقای بهنود شما خیلی باهوشید. یک راهی بدهید از این بن‌بست خارج شویم. گفتم چه راهی؟ ... دکتر بهشتی خیلی باهوش بود... گفتم حالا چه کار کنیم آقای دکتر؟ گفت شما این‌جا تشریف داشته باشید. من زنگ می‌زنم به پاریس. شام خدمتتان می‌خوریم بعد جواب می آيد . این را من با نظر مثبت به ایشان منتقل می‌کنم. شاید که درست شد آن وقت دست‌خطی بنویسند و اجازه دهند و روزنامه‌ها با دست‌خط مبارک ایشان دربیاید. بعد نشستیم شام خوردیم و نماز خواند. همه هم پشت سرش نماز خواندند. سر هر ساعت تلفن می کرد. او خبرها را می‌داد و دستورها را می‌گرفت. خلاصه خبر را داد و گزارش‌ها را گرفت. آمد گفت الحمدالله، الحمدالله یک نماز شکری بخوانیم، اجازه فرمودند مطبوعات منتشر شود. آخر شب شده بود و حکومت نظامی بود ولی دکتر بهشتی چندين کارت مجاز حکومت نظامی داشت و خانه اش پر از مردم بود و هر کس را می خواست با يکی از ماشين های کارت دار می فرستاد و مرا هم فرستاد . خلاصه جمعه فردايش پيام آقا را فرستادند برای مطبوعات و روزنامه‌ها هم از خدا خواسته. صفحه‌ی اول عکس بزرگ اجازه‌ی رهبر. صبح‌اش دکتر بختیار به من تلفن کرد. گفت من متاسفم برای شما. برای خودتان یک آقا بالاسر دیگر درست کردید. من دلم می‌خواست شما آزاد باشید. شما بلافاصله با اصرار یکی دیگر برای خودتان درست کردید. باز با اجازه این کار را کردید.... اهمیت حرفی را که بختیار زد نفهمیدم. باید می‌گذشت سه ماه بعدش، حمله به دفاتر ما شروع می‌شد، حمله به آیندگان شروع می‌شد تا ما می‌فهمیدیم"!

حاج اقا به نود_ خارج_ نشین_ رفسنجونی و شرکا
برنده جایزه فستیوال خنجرو چاقوی آشپزخونه زدن از پشت
http://www.ghasedakonline.com/article.php?aid=74#four

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

Subscribe to Posts [Atom]


نمایه ها و فهرست وب ایرانی

فارسی یاب وبلاگها و سایتها

لیست وبلاگهای ایرانیان در حهان

لینکستان

دایرکتوری اینترنت ایران

بهنویس Behnevis
فهرست وب سایت های ایرانی

Powered by Blogger

 

Subscribe to
Posts [Atom]

 
 

recently
Archives

public liability insurance uk

Get Free Shots from Snap.com