06 June 2007
اهدای جایزه ویژه فستیوال شکوهمند انتخاب پررو ترین حزب اوللاهی "پناهنده" شده به "دنیای آزاد اون ور آب عالیجناب سرخ ریش و شرکا"!
---------------------------------------------------------

"دستت را از روی دهانم بردار /
... ما طرفدار براندازی نیستیم... به ما می گویند طرفدار سرنگونی نظام و به دوستان مان اتهام می زنند که شما می خواهید از طرق مختلف این حکومت را نابود کنید. این در حالی است که ما با صدای بلند، بارها و بارها، در محافل بین المللی، در نوشته های روزانه و حتی در رادیوها و تلویزیون های آمریکایی گفته ایم که با براندازی مخالفیم، به چه زبانی باید بگوئیم؟
هر روز به اشکال مختلف داریم ملتی را که ذاتا حکومت ستیز هستند و همیشه دوست دارند همه چیز از بیخ تغییر کند، به صد زبان می خوانیم که اصلاحات را بپذیرند...
وقتی از ایران بیرون آمدم چند ماهی تند رفتم و پس از آن خودم را کنترل کردم، دیگر باید چه کنیم که شما بفهمید که ما برانداز نیستیم...
این سوء تفاهم را رفع کنم که از نظر من بی بی سی یک رسانه مفید خبررسانی است ... و خودم نیز چه در گذشته و چه در حال حاضر با بی بی سی کار می کنم ... چطور شد که دقیقا در سال 1386 معلوم شد که ما مزدور اجانب هستیم و تا پارسال هیچ مشکلی وجود نداشت؟
اولین بار من و دوستانم در روزنامه جامعه توسط نماینده دزفول در مجلس متهم شدیم که شش میلیون دلار از آمریکا پول گرفتیم ... این در حالی بود که مثلا آدمی مثل من برای نوشتن طنز روزانه از روزنامه جامعه ماهانه صد هزارتومان دستمزد می گرفتم ... البته در همان زمان درآمد اصلی من به سیاق پنج سال 1370 تا 1375 از نوشتن پلاتو و فیلمنامه برای برنامه های کمدی تلویزیون می گذشت و در همان زمان که ماهانه از جامعه صد هزار تومان می گرفتم، ماهی پنج میلیون تومان برای نوشتن برنامه تلویزیونی ای به نام « قاصدک» بدون نام خودم از تهیه کننده ای در صدا و سیما دستمزد می گرفتم... و پول مان از دستگاه آقای لاریجانی می آمد...
چو پرده دار به شمشیر می زند همه را... چنان کردند که ما که آرام ترین و معتدل ترین بودیم و حاضر بودیم که در همان شرایط دشوار و در همان روزنامه هایی که عمرشان مثل عمر پروانه ها صبح آغاز می شد و شب به پایان می رسید کار کنیم، مجبور شویم که از کشور فرار کنیم و به دنیای آزاد پناهنده شویم... مگر این بلا بر سر دهها چون من و ما نیامد و مگر فقط قصه قصه امروز است؟ ... این چه فرهنگی است که داریم؟ این چه مرضی است؟ ... چرا باید طنزنویسی مثل هادی خرسندی که روزگاری نویسنده محبوب تلویزیون رسمی کشور و روزنامه های عادی ایران بود و بی تردید بزرگترین شاعر طنزسرای بعد از ایرج میرزاست، باید در لندن زندگی کند و نشریه اش روی دوشش از این سوی جهان به آن سوی جهان حمل شود و خوانندگانش در سرزمین کلمات فارسی از او محروم باشند؟ چرا طنزنویس بزرگی مانند پزشکزاد که بهترین آثارش با هیچ دولتی تضاد ندارد، باید حسرت به دل نویسندگی در ایران باشد؟ ... چرا باید نویسنده ای مانند بهنود که ... کتاب « این سه زن» اش حداقل 150 هزار تا 200 هزار نسخه فروخته است، نباید در تهرانی زندگی کند که کلمه به کلمه کتابهایش از آنجا می آید؟ چرا عباس معروفی و فرج سرکوهی و رضا براهنی و شاهرخ مسکوب و سروش حبیبی و فریدون تنکابنی و سایه و عباس میلانی و اکبرگنجی و بسیاری دیگر باید تبعیدی باشند؟
می خواستم بگویم که ما نویسندگان دوم خردادی به تبعید افتادیم، می بینم آنهایی که در دهه شصت در سخت ترین شرایط قربانی شدند، آنها هزاربار سخت تر از ما آواره شدند! ... با این وجود، دارم فریاد می زنم که ما جنگجو نیستیم، ما دشمن نیستیم، ما نمی خواهیم حکومت را نابود کنیم. ما حتی در همین اروپا هم مراعات بسیاری از قوانین ایران را می کنیم ... این داستان بر من و چند تن دیگر رفت و می دانم که اکنون نیز بر بسیاری می رود. حکایت چنین است.
به ما می گویند برانداز، نه بخاطر اینکه برانداز هستیم، ... به ما می گویند براندازان نرم، چون هر چه می جویند دلیلی برای برانداز بودن ما پیدا نمی کنند...و ما خواهیم نوشت، هر روز و هر روز و هر روز"

( ابرا م فالانژ اصفهان ،
ملیجک خارج از کشور عالیجناب سرخ ریش و شرکا )
به نمایندگی از طرف آقایان هادی خرسندی و ایرج پزشکزاد و مسعود بهنود و عباس معروفی و فرج سرکوهی و رضا براهنی و شاهرخ مسکوب و سروش حبیبی و فریدون تنکابنی و سایه و عباس میلانی
و "بسیاری دیگر" و " آنهایی که در دهه شصت در سخت ترین شرایط قربانی شدند"!
رادیو زمانه
14 خرداد 1386
http://www.radiozamaneh.org/nabavi/2007/06/post_3.html
....................................
شماره بعد، 16 خرداد/
با توجه به روال معمول تعطيلي "روز" در ايام تعطيل عمومي ايران -
شماره بعدي اين روزنت در 16 خرداد منتشر خواهد شد" !
روز
یکشنبه 13 خرداد 1386 [2007.06.03]
http://www.roozonline.com/#text
.................................
" در همین اروپا هم مراعات بسیاری از قوانین ایران را می کنیم... هر روز و هر روز و هر روز " !
ا.ن. آقا
14 خرداد 1386
http://www.doomdam.com/archives/000247.php#more
Subscribe to Posts [Atom]