24 May 2006
رامین مولائی: جسارت به ملت غيور ايران از "دريچه هنر" امثال ماری خانم
...................
یادداشتهای ماری مهر مند
اين روزها هر بار که از خواب بيدار می شوی اخبار تازه روز، تا روز فردا بيدار نگاهت می دارد. از ماجرای غنی سازی اورانيوم گرفته، تا قتل عام مردمان بی گناه جنگ، زلزله، و حالا هم برای بار ديگر شاهد توقيف يک روزنامه به همان دلايل بی دليل هميشگی هستيم.
اينکه اين بار هم گروهی از هموطنان من چشم بسته به جنجال آفرينی و اعتراض پرداخته اند قلبم را به درد می آورد. و اينکه در ادامه سخنان وزير محترم کشور می خوانم که: "فرد متخلف اقدام به عمل مجرمانه کرده است..." زبانم را بند می آورد.

باورمان بشود يا نه، حقيقت دارد که ما هر کجای اين جهان که با نام ايران و ايرانی زير اين سقف دود خوردهء آسمان زندگی کنيم، انتظار جرقه ای برای انقلاب برايمان تازگی ندارد. ايرانيان در طول ساليان به خود ثابت کرده اند که توانايی سياسی کردن و تغيير عناصر اطراف از برای منافع سياسی خود، برايشان هنری ديرينه است. شايد هم خانواده های ما اشتباه کرده اند، که در ذهنيت ما "فرد متخلف" هميشه چهره يک جنايت کار فراری را دارد. هرچند که همه ما به درستی می دانيم، ديده ايم، و رنج اين را کشيده ايم که در بافت سياسی جامعه، هنر و ادبيات همواره بزرگترين تخلف، و هنرمند، خطرناک ترين مجرم به حساب می آيد.

آيا ما در چنان آرامشی به سر می بريم که چند خط نوشته ما را به خيابان ها می کشاند و فريادهايمان را روشن می کند؟ آيا هيچ مشکلی بزرگتر از يک صفحه روزنامه در کشور ما پيدا نمی شود که به خاطرش فرياد زد و به خيابان ها ريخت؟ مطبوعات حرفه مقدسی است، و ما روزنامه نگاران در طول ساليان همچون سربازانی از عقايد خود و ملت خود دفاع کرده ايم، در سنگين ترين شرايط نوشته ايم و طرح زده ايم. و همواره شاهد توقيف قلم دوستان و همکارانمان شده ايم. ما هرگز چيزی بيشتر از يک کاغذ سپيد و جوهر، که افکارمان را روی آن بريزيم نخواسته ايم، و هرگز هم از گرانی مرغ و صد و پنجاه تومان کرايه اضافه تاکسی شکايتی نکرده ايم. درخواست ما، تنها داشتن يک فضای آرام برای نوشتن و طرح زدن است، و روزی که ديگر شب ها در وحشت توقيف يک همکار ديگر به خواب نرويم.
سيا

پرسش من ازحاج اقا بهنود و ا.ن آقا و درخش .ان... و وزير محترم کشور، حجتالاسلام مصطفی پورمحمدی اين است، که چطور شخصی که سالها برای مردم کشورش از دريچه هنر (که مسالمت آميزترين و زيباترين دريچه سخن است) روشنگری کرده، می تواند به ملت خود (که خود از ميان آنها برخواسته) توهين کرده باشد؟ اگر آذری با شيرازی، و تهرانی با يزدی فرقی ندارد، و همه کُرد و ترک و بلوچ، ايرانی هستند و هم فرهنگ، چرا هنرمند زير مجموعه اشرار خيابانی شده است؟
Subscribe to Posts [Atom]